اسلام معتقد است ، فقر احساسات فقير را جريحهدار مىسازد و باعث بوجودآمدن مكتبهايى مانند سوسياليسم مىشود . آرى ، وقتى كاخ و كوخ در كنار هم پيدا شدند ، وقتى در جامعهاى برخى كاخنشين و برخى ديگر بىخانه باشند و زندگى خود را نتوانند اداره كنند و . . . فاجعهها و مصيبتها بوجود مىآيد و چنين جامعهاى بسوى نابودى رهسپار خواهد بود .
خداوند مىفرمايد :
« وانفقوا فيسبيلالله و لاتلقوا بايديكم الي التهلكه »
« 1 » ( در راه خدا يعنى براى رفع نيازهاى جامعه انفاق كنيد و خود را بدست خود به نابودى نيفكنيد )
بنابراين مالكيت فردى مصيبتزا نيست و آنچه مفاسد بسيار دربر دارد احتياج و فقر است ، و نظام مالى اسلام فقر را از جامعه برمىدارد .
ب - تمركز ثروت : در نظام سرمايهدارى ثروت نزد طبقهى متمركز مىشود و طبقات ديگر محروم مىمانند ، اسلام تمركز ثروت را بشدت محكوم مىكند ، و معتقد است ثروت مانند خون در بدن بايد در همهى جامعه جريان داشته باشد : كى لايكون دوله بين الاغنياءمنكم » « 2 » تا دارايىها فقط در دست اغنيا نباشد ، به عبارت ديگر « كنز » در اسلام جايز نيست و قرآن كريم با تأكيد از آن نهى كرده است :
« والذين يكنزون الذهب و الفضه ولاينفقونها فيسبيلالله فبشرهم به عذاب اليم »
، بر ثروتمند لازم است پول را به جريان بيندازد حتى به صورت « مضاربه » و « مساقات » و « مزارعه »
اگر دقت شود يكى از علتهاى عمدهى فقر ، بيكارى است و اگر ثروتها در كارهايى كه اسلام جايز مىشمارد به كار افتد و باصطلاح « كنز » نشود و در كارهاى نامشروعى مانند احتكار و رباخوارى كه در اسلام حرام است بجريان نيفتد ، بيكارى كه از مفاسد بزرگ اجتماعى است و خود مصيبتهاى ديگرى را بهمراه دارد ، از ميان مىرود .
هامش
( 1 ) - سورهى بقره آيهى 195
( 2 ) - سورهى حشر آيهى 7