( كافران ، كارهاشان همچون خاكسترى است كه دستخوش باد سختى شده باشد ، بر آنچه فراهم نمودهاند دست نخواهند يافت ، اين گمراهى عميقى است ) .
« والذين كفروا اعمالهم كسراب بقيعه يحسبها الظمان مأ . . . او كظلمات فيبحر لجي يغشاهموج من فوقه موج منفوقه سحاب ظلمات بعضها فوق بعض »
« 1 » ( و كافران ، اعمالشان همچون سرابى در بيابان است كه تشنه آن را آب مىپندارد . . . يا همچون پارههاى ظلمت در دريايى ژرف است كه امواج آن برروى هم سوار باشند ، و ابر بالاى آن قرار گيرد ) .
آيا دنياى غرب و اعمالش براى خودشان و ديگران ظلمت و ترس و ناامنى و رنج در برنداشته است ؟ !
اگر هستهى اتم را شكافتهاند ، اين كار را براى استثمار انجام دادند ، هرچند فوائدى براى جامعه دارد ، ولى براى عامل آن آيا جز تودهى خاكستر در معرض باد و يا جز سرابى كه آن را آب مىپندارند حاصل ديگرى دارد ؟
تنها كارى « بعد فاعلى » نيكو و درستى دارد كه عامل آن به مبدأ و معاد ايمان داشته باشد ، قرآن كريم در آيات بسيارى به اين موضوع اشاره مىفرمايد :
« من عمل صالحا من ذكرا و انثي و هومؤمن فلنحيينه حيوه طيبه و لنجزينهم اجرهم با حسن ما كانوا يعملون »
« 2 » ( هرمرد و زنى كه كارى شايسته انجام دهد در حالىكه مؤمن باشد او را زنده مىكنيم به زندگى و حياتى پاكيزه ، و به او پاداشى بهتر از عملش خواهيم داد ) .
اگر خداشناس نباشد ممكن نيست « حسن فاعلى » براى عملش فرض كنيم ، ولى البته اگر خدمت به جامعه بوده پاداش قهرى دنيوى
هامش
( 1 ) - سورهى نور آيهى 40
( 2 ) - سورهى نحل آيهى 97