تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات ( 1382 ش ) ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
چون من مىخواهم هم به مهريه 30000 سكه‌اىام برسم و هم ضمن حفظ بكارت خود شوهرم را پس از سال‌ها عدم تمكين مجبور به طلاق نمايم و ازدواج مجددى داشته باشم چون به هر حال اين حق را اسلام به من داده است و چند نفر از دوستان من هم همين كار را كرده و از وضعيت مالى بسيار ايده‌آلى برخوردار شده‌اند مىخواستم بدانم آيا از نظر شرعى اين عمل من گناه محسوب مىشود و اگر من مجدداً براى رسيدن به وضعيت مالى ايده‌آل همين وضعيت را در ازدواج دوم هم تكرار كنم آيا از نظر شرعى مشكلى دارد ؟ ( جواب ) : بسمه تعالى به نظر اينجانب در محيطهاى مثل ايران شرط بنائى بر اين است كه مهر پس از عروسى است مگر اين كه اختلافى پيش آمد منجربه طلاق شود كه نصف مهر را مىدهد . ضمناً اگر از اول به اين قصد باشيد ، نوعى تدليس است و حرام . سؤال 566 : صاحب جواهر مىفرمايند : « حاضر شدن زن به تمكين در واقع اسقاط حق حبس است و در ادله شرعى ، سقوط حق معلق به وطى نشده است . » و لذا به نظر مىرسد در صورتى كه ادعاى صاحب جواهر صحيح باشد در اسقاط حق حبس ، دخول خصوصيتى ندارد . خواهشمند است بفرماييد ، آيا حضرتعالى در ادله ، موردى را كه خلاف ادعاى صاحب جواهر را نشان دهد سراغ داريد يا اين كه ادعاى ايشان را تأييد مىنماييد ؟ ( جواب ) : بسمه تعالى همين‌طور است ، نفس حاضر شدن لازمه‌اش اسقاط است ، ضمناً در محيطهايى چون ايران ، شرط مبنى عليه العقد است كه مهر پس از عروسى است . سؤال 567 : اينجانب يك جوان بيست و يك ساله با توكل به خدا و مدد از او توانستم تا به حال خود را از بلاياى جامعه نگه دارم و آلوده به گناه نشده‌ام اما ديگر نمىتوانم ، واقعاً احساس مىكنم كارد به استخوانم رسيده به مشاوره مراجعه كردم همه مىگويند صبر كن تا به حال به مدد خدا توانسته‌ام صبر كنم ولى حالا نمىتوانم و مى خواهم ازدواج كنم ولى نه پولى ، نه كارى دارم و نه سربازى رفته‌ام ! حتى نمىتوانم خانه اجاره كنم ! تا به حال كه درس مىخواندم و شكر خدا با محيط آلوده دانشگاه خود را حفظ كرده ، ولى حالا چه با اين جامعه آلوده و كثيف هر كسى به يك اندازه صبر دارد حتى