سؤال 559 : بارها و بارها خواستهام از مراكز مشاورهاى كمك بگيرم ، تا بتوانم زندگى خود را به حالت تعادل و با صميميت و آرامش برسانم اما پاسخ مناسبى نگرفتم . با ائمه جماعات مشورت كردم ، جواب كلى و ناقصى دريافت كردم . بارها و بارها به اهل بيت عصمت و طهارت متوسل شدهام ؛ اما مثل اين كه گداى كاهلى هستم كه جواب نگرفتهام .
خلاصه شما را از مراجع عالى دين يافتم و از شما مىخواهم كه پدرانه مرا راهنمايى كنيد . مجبورم پر ارزشترين لحظات شما را با خودخواهى بگيرم . قبلا رويم نمىشد اما ديگر تاب و توانم را از دست دادهام و ترس عاقبت بر شرّ شدن و كفر و بىدينى ، مرا وادار نمود به شما مراجعه كنم . مشكلات بنده در دستههاى مختلفى طبقهبندى شده .
نافرمانى و بىحرمتى : بنده همسرى نافرمانى دارم كه در اكثر اوقات حرف مرا گوش نمىدهد ، چون زن سالارى بر خانواده او حكم فرماست . در كوچكترين برخوردى ، بىحرمتى و توهينش شروع مىشود . در هنگام تصميم گيرى براى عزم به سفر زيارتى به تنهايى يا جايى با روشهاى زنانه خود ( گريه ، جنگ روانى ، و . . . ) ، مانع من مىشود ، مىخواهم نماز شب بخوانم . مىخواهد من بخوابم . مىخواهم به زيارت بروم ، چون دوست ندارد بدون او بروم مانع من مىشود . آن قدر در اين پنج سال سر اين مسأله جنگ روانىفرسايشى داشتهايم كه براى اطمينان قلبيم مىپرسم . به داشتههاى اعتقاديم شك كردهام . آيا مرد از نظر شرعى نياز به اجازه زن دارد كه مثلًا به تنهايى به مسافرت برود يا هيئت برود يا دير به خانه برگردد ؟ آيا مردى كه متأهل مىشود ، ديگر اجازه ندارد با دوستش تنهايى به زيارت برود ؟ آيا مرد از نظر شرعى موظف است به تمام سين جينهاى زن جواب بدهد ؟ آيا مرد موظف است مقدار حقوقى را كه مىگيرد به همسرش بگويد و در اين مورد جواب دهد ؟ آيا ولايت مرد فقط در امر تمكين جنسى و بيرون نرفتن از منزل است ؟ واقعاً ولايت مرد يعنى چه ؟ ساده زيستى مرا دهاتى بودن مىداند ، اگر روز پيراهنم اتو نداشته باشد ، آبرويش را بردهام . اگر نخواهم لباس جديدى بخرم در حالى كه لباس معمولى دارم ، جنگ روانى برپا خواهد شد . بارها سر حجاب و آرايش در خارج از منزل با او صحبت كردهام ، نصيحت كردهام ، دعوا كردهام مؤثر واقع نشده است و وقتى خيلى حساس مىشود مىپرسد فلان جا رفتى خانمى را ديدى ؟ زيبا بود ؟ ! . . . و سوالات مسخره ديگر با اين كه واقعاً كسى جز او در زندگى زناشوييم برايم
استفتائات ( 1382 ش ) ( فارسى ) — صفحة 209
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٢٠٩