تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير سوره مباركه حمد ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
براى بنده‌اش كافى نيست ؟ » پس چرا شيعيان ، در كنار ضريح و قبور امامان خود تضرع مىكنند و مخلوق خدا را واسطه قرار مىدهند در حالى كه ، هيچ مخلوقى نمىتواند از مخلوق ديگر طلب شفاعت كند و او را واسطهء بين خود و خدا قرار دهد ، و فردى كه خود محتاج است چه كارى مىتواند براى فرد محتاج ديگرى مثل خود انجام دهد ، و چه نفعى مىتواند برساند ، در صورتى كه همهء كارها دست خداست ؟ .

جواب

اولًا : آيهء شريفه مىفرمايد : آنها را مرده نپنداريد ، بلكه زنده‌اند و حتّى زندگى آنها از زندگى معمولى بالاتر است . « وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا فى سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ » . « 1 » ثانياً : اگر از آنها استعانت مىجوييم به معناى اين نيست كه آنها را « فاعل ما منه الوجود » بدانيم ، بلكه آنها را « فاعل ما به الوجود » « 2 » مىدانيم ؛ يعنى آنها را سبب قرار مىدهيم چرا كه خدا آنها را مسبّب قرار داده و الّا ايجاد ، در دست خداست .
هامش
( 1 ) . « كسانى را كه در راه خدا كشته شده‌اند مرده مپنداريد بلكه زنده‌اند و نزد خدا روزى دارند » آل‌عمران ( 3 ) آيهء 169 . . ( 2 ) . به اصطلاح فلاسفه دو نوع فاعل داريم : اوّل ، فاعل « ما منه الوجود » كه مختصّ ذات اقدس الهى است ، و اوست كه مقدّمات خلق همهء مخلوقات و خود مخلوقات را از نيستى به هستى آورده است . دوم ، فاعل « ما به الوجود » كه مربوط به اسباب و مسبّبات است كه شىءِ جديد را پديد مىآورد . اين اسباب ، مقدّمات را از نيستى به هستى در نمىآورد ، بلكه آنها را به هم مربوط مىسازد ، تا شىءِ جديد حادث گردد ، كه قرآن در سورهء واقعه به اين مطلب اشاره مىفرمايد : « . . . أَفَرَايْتُمْ ما تَحْرُثُونَ * أَ انْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزّارِعُونَ * لَوْ نَشاءُ لَجَعَلْناهُ حُطاماً فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ * إِنّا لَمُغْرَمُونَ * بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ * أَفَرَأَيْتُمُ الماءَ الَّذِى تَشْرَبُونَ * أَ أَنْتُمْ أَنْزَلْتُمُوهُ مِنَ المُزْنِ أَمْ نَحْنُ المُنْزِلُونَ * لَوْ نَشاءُ جَعَلْناهُ أُجاجاً فَلَوْلا تَشْكُرُونَ . . . » واقعه ( 56 ) آيات 59 - 72 . .