بازگردم .
حضرت فرمود : اگر آنان ترا براى پيدا كردن سرزمينى داراى آب و گياه بفرستند و تو چنين محلى را پيدا كرده ايشان را خبر كنى و آنها با تو مخالفت كرده و در سرزمينى بى آب و علف فرود آيند ، تو چه مىكنى ؟
گفت : آنها را رها كرده و سرزمين داراى آب و گياه را انتخاب مىكنم . حضرت فرمود : پس دستت را دراز كن !
آن مرد مىگويد : سوگند به خدا وقتى حجّت بر من تمام شد نتوانستم از بيعت خوددارى كنم ؛ و با آن حضرت بيعت كردم .
نام آن مرد را « كُلَيب جَرْمى » گفتهاند « 1 » .
هامش
( 1 ) - نهجالبلاغه : 550 . .