هنگامى كه فاطمه زهرا عليها السلام در بستر بيمارى افتاد - همان بيمارى كه فاطمه را زمينگير كرد و منجرّ به شهادتش شد - زنان مهاجر و انصار به عيادتش رفته از حالش جويا شده گفتند :
اى دخت پيامبر خدا ! با اين ناراحتى و كسالت چگونه صبح كردى ؟ آن حضرت حمد خداى را به جا آورد و بر پدر بزرگوارش درود فرستاد سپس گفت :
سوگند به خدا ! شب را به روز آوردم در حالى كه از دنياى شما بيزار ، و از مردانتان ناخشنودم ؛ آنان را پس از آزمايش به دور افكندم و در پى تجربه با ايشان دشمنى كردم .
پس چه زشت است كندى در شمشير ، و سستى در نيزه ،
چشمه سار كوثر ( سخنان دختران پيامبر ( ص ) ) ( فارسى ) — صفحة 91
مساهمون: مهدى عبد اللهى
ص٩١