با كدامين آب بتوان شست و شو * خون فرزند نبىّ راستگو
آن امام حق پرست حق سرشت * سيّد و مير جوانان بهشت
اى زهى خسران كه كشتيد از جفا * قرّة العين رسول مصطفى
آنكه در حيرت شما را بُد پناه * در حوادث مفزعى وتكيهگاه
در نوائب ملجأ ومأوايتان * در شدائد قوّت دلهايتان
روز حجّت مرد ميدان شما * در هدايت ماه تابان شما
هم شفاى درد روح افزايتان * هم طبيب جمله علّتهايتان
اى بدا اين شعله كش افروختيد * وانچه از بهر معاد اندوختيد
زشت بارى بر نهاديدش بدوش * اى گروه بى وفاى حق فروش
مرگتان باد و هلاكت كز دغل * نيست جز خيبت شما را در عمل
بر شما خشم خداى آمد فرود * واندر اين سودا نبرده هيچ سود
يافت دشمن قهر و بطش وسلطنت * بر شما شد حتم ذُلّ ومسكنت
خود ندانيد آن مگر اى مردمان * مر چه عهدى را شكستيد اين زمان
دل ز مهر مصطفى برتافتيد * مر كدامين دل از او بشكافتيد
مر كدامين خون از آن شه ريختيد * بر كدامين شه سپه انگيختيد
مر كدامين عترتى افسردهايد * از پس پرده برون آوردهايد
اىزهى كارى شگفتانگيزوسخت * كز شما آمد پديد از سوء بخت
هست نزديك آسمانها زان عمل * پاشد از هم پيش از آن كآيد اجل
هم زمين بشكافته ويران شود * كوهها ريزد زهم غلطان شود