تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چشمه سار كوثر ( سخنان دختران پيامبر ( ص ) ) ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
رشتهء خود تاب داد از بامداد * وز پسين آن رشته‌ها را مىكشاد بربناى مكر ايمان شمااست * بر خديعت بار ايمان شما است وز شما جز دشمنى ولاف نيست * جز دروغ و لابه و اجحاف نيست در شما نبود به جز عُجب وصلف * وز شما نبود به جز كذب و شنف
چون كنيزان چاپلوسى آوريد * در عداوت سبقت از اعدا بريد سبزه را مانيد رسته بر دمن * يا كه سيمى بر بگور برهمن گور كافر گر زراندود آمده * اندر آن مخفى است نار موصده سبزه‌اى كان رسته باشد از دمن * آشكارش هست چون باغ و چمن ليك در باطن خبيث است و پليد * ميشناسد هركسش نسبت بديد ظاهرش سبز است و در باطن دمن * صورتش انسان و باطن اهرمن اى بسا زشت آنچه بفرستاده پيش * مر شما را اين نفوس زشت كيش بر شما آورد خشم ايزد فرود * مر شما را در عذاب آمد خلود اىگروه اين گريه و شيون‌كه‌خاست * بر حسين من بود آرى رواست هم بدين گريه بسى شايسته‌ايد * چون در شادى و نعمت بسته‌ايد گريه را بسيار و شادى كم كنيد * پيرهن چاك از غم و ماتم زنيد بس پسنديديد بر خود ننگ و عار * كرده خود را در دو عالم شرمسار ننگ و عارى بر خود آورديد زفت * عار آمد آبرو يكباره رفت چون توانيد اين‌چنين ننگى بشست * آنچه بشكستيد كى گردد درست ؟ اين چنين عارى كه كرديد اكتساب * شسته نايد در جهان با هيچ آب