250 - ( در بيان كيفيت بهلاكت رسيدن حارث ملعون قاتل دو طفل يتيم حضرت مسلم عليه السلام چنين آمده است ) : ابن زياد را نديمى بود كه : مقاتل نام داشت . . .
أو را گفت : حارث بي فرمان من پسران مسلم را سربريده .
أو را بگير ودر همان جا كه پسرهاى مسلم را كشته - بهر ( راهى ) كه خواهى - بكش وسرهاى پسران مسلم را در آنجا - كه تنهاى ايشان را در آب افكنده - در آب افكن .
مقاتل سخت شاد شد . . .
پس بفرمود : تا حارث را دست به گردن بر بستند وكلاه از سر برگرفتند واز ميان بازار كوفه - كشان كشان - عبور دادند .
وسرهاى كودكان ( مسلم ) را بر مردمان عرضه مىدادند وصورت حال را تقرير مىكردند .
مردمان مىگريستند وحارث را لعن مىفرستادند .
چون به كنار نهر رسيدند . . .
شگفتى آن جماعت بر خباثت حارث به زيادت شد . . .
وچون چشم مقاتل بر مقتل پسرهاى مسلم وخون ايشان افتاد . سخت بگريست ودر خون ايشان بغلطيد .
آنگاه غلام خود را فرمود تا : نخست دستهاى حارث را قطع كرد .
آنگاه هر دو پاى أو را بريد . از پس آن . چشمهاى أو را برآورد وگوشهاى أو را از تن باز كرد .
اليتيم في القرآن والحديث — صفحة 145
مساهمون: السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري
ص١٤٥