تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اليتيم في القرآن والحديث — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
250 - ( در بيان كيفيت بهلاكت رسيدن حارث ملعون قاتل دو طفل يتيم حضرت مسلم عليه السلام چنين آمده است ) : ابن زياد را نديمى بود كه : مقاتل نام داشت . . . أو را گفت : حارث بي فرمان من پسران مسلم را سربريده . أو را بگير ودر همان جا كه پسرهاى مسلم را كشته - بهر ( راهى ) كه خواهى - بكش وسرهاى پسران مسلم را در آنجا - كه تنهاى ايشان را در آب افكنده - در آب افكن . مقاتل سخت شاد شد . . . پس بفرمود : تا حارث را دست به گردن بر بستند وكلاه از سر برگرفتند واز ميان بازار كوفه - كشان كشان - عبور دادند . وسرهاى كودكان ( مسلم ) را بر مردمان عرضه مىدادند وصورت حال را تقرير مىكردند . مردمان مىگريستند وحارث را لعن مىفرستادند . چون به كنار نهر رسيدند . . . شگفتى آن جماعت بر خباثت حارث به زيادت شد . . . وچون چشم مقاتل بر مقتل پسرهاى مسلم وخون ايشان افتاد . سخت بگريست ودر خون ايشان بغلطيد . آنگاه غلام خود را فرمود تا : نخست دستهاى حارث را قطع كرد . آنگاه هر دو پاى أو را بريد . از پس آن . چشمهاى أو را برآورد وگوشهاى أو را از تن باز كرد .
اليتيم في القرآن والحديث — صفحة 145 | السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري