زنى كه نسبت به هووى خود گمان بى جا مىكرد
762 - سليمان بن عبداللَّه مىگويد : در نزد امام كاظم عليه السلام نشسته بوديم . زنى را آوردند كه صورت او به پشت برگشته شده بود .
اين زن را براى معالجه و گرفتن شفا به نزد امام كاظم عليه السلام آورده بودند .
در اين حال حضرت عليه السلام دست راست خود را به پيشانى آن زن زده و دست چپ را پشت سر او قرار دادند . سپس قدرى صورت او را فشار دادند . در اين هنگام صورت اين زن به حالت عادى برگشته و به بركت امام كاظم عليه السلام سالم گشت .
سپس آن حضرت به اين زن فرمود : آن كار زشت خود را تكرار نكن .
در اين هنگام جماعتى كه در آن مجلس حضور داشتند از آن حضرت عليه السلام در بارهء كار زشت آن زن سؤال كردند .
آن حضرت عليه السلام فرمود : اين امر مستور و مكتوم است مگر آنكه خود اين زن آن علّت را بر زبان جارى كند .
آن جماعت از اين زن در بارهء علّت برگشته شدن صورتش به پشت سرش سؤال كردند ؟
او گفت : من داراى هوو مىباشم كه در نيمهء شب برخاستم تا نماز بخوانم ديدم آن زن در رختخوابش نيست گمان بردم كه او به نزد شوهرم رفته و با او خلوت نموده است . اما يكباره متوجّه شدم كه هووى من در گوشهاى از اطاق نشسته و شوهرم در كنار او نيست .
و بخاطر اين گمانى كه به هووى خود داشتم اين گونه مورد مجازات قرار گرفتم « 1 » .
هامش
( 1 ) - ( تفسير العيّاشي - عليه الرحمة - ج 2 ص 382 ) .
و الحمد للَّهربّ العالمين
و الصلاة و السلام على سيّد الأنبياء و المرسلين محمّد و آله الطيّبين الطاهرين المعصومين
و اللعن على أعدائهم أجمعين من الآن إلى قيام يوم الدين