تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همسران رحمت شده و همسران نفرين شده ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
262 - محمّد بن منكدر مىگويد : در ظهر يك روز بسيار گرم به اطراف شهر مدينه رفته بودم كه امام باقر عليه السلام را ديدم كه در زمين خود مشغول كشاورزى بود . من از اين وضع تعجّب نمودم . و با خود گفتم : چگونه ممكن است كه پيرمردى از قريش در اين وقت بسيار گرم . به دنياطلبى مشغول باشد ؟ ! اينك بنزد او مىروم تا او را نصيحت كنم . سپس به نزد ايشان رفته و سلام گفتم . امام باقر عليه السلام در حالى كه از شدت سعى و تلاش نفس نفس مىزد . به سلام من جواب داد در حالى كه عرق از سر و روى حضرت مىچكيد . من به ايشان گفتم : شما پيرمردى از قريش هستيد . در اين ساعت گرم مشغول به دنياطلبى هستيد ؟ اگر اينك أجل به سراغ شما بيايد و شما در اين حال از دنيا برويد چه خواهيد كرد ؟ و چه جوابى در پيشگاه خدا خواهيد داشت ؟ ! امام باقر عليه السلام به من فرمود : اگر مرگ در اين حالت به سراغم بيايد . من در حالى از دنيا خواهم رفت كه مشغول به اطاعت الهى بوده‌ام « 1 » . زيرا من با سعى و تلاش در راه كسب رزق و روزى حلال خود و خانوده‌ام را از تو و از مردم بىنياز خواهم نمود .
هامش
( 1 ) - و شخصى كه مشغول به انجام طاعت خداوند عزّ وجل مىباشد . بى شك مشمول رحمت و لطف و مغفرت الهى خواهد بود .