تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرزندان رحمت شده و فرزندان نفرين شده ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
امّا من پير و سالخورده و ناتوان شدم . و مال و دارائى خود را در اختيار او قرار دادم . و اينك كه من ضعيف و ناتوان شده‌ام . فرزندم از كمك نمودن به من امتناع مىورزد . و غذايى را كه بتوانم با آن سير بشوم به من نمىدهد و آن را از من دريغ مىورزد . در اين هنگام پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله رو به آن جوان نموده و به او فرمود : در اين مورد چه مىگويى ؟ آن جوان در جواب گفت : - اى پيامبر خدا - من چيزى اضافه‌تر از قوت و خرج عيال خود ندارم . و به همين خاطر نمىتوانم نيازهاى معيشتى پدرم را تأمين نمايم . در اين هنگام پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله رو به پدر آن جوان نموده و فرمود : در اين مورد چه مىگوئى ؟ آن پيرمرد در جواب گفت : - اى پيامبر خدا - فرزند من داراى انبارهايى است كه آن انبارها مملوّ از گندم و جو و خرما و كشمش مىباشد .
شرح
فقال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله للوالد : ما ذا تقول ؟ ! قال : - يا رسول اللَّه - إنّ له أنابير حنطة . و شعير . و تمر . و زبيب . و بدر * الدراهم و الدنانير . و هو غنيّ . فقال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله للإبن : ما تقول ؟ قال الإبن : - يا رسول اللَّه - ما لي شيء ممّا قال . قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله : اتّق اللَّه - يا فتى - . و أحسن إلى والدك المحسن إليك . يحسن اللَّه إليك . قال : لا شيء لي . * جمع بدرة . والبدرة من المال : كمّيّة عظيمة منه .