و پس از آنكه به نزد منصور رسيدم . او دستور داد تا غُل و زنجيرها را از من باز كنند .
سپس او به من نيكى كرد . و دستور داد تا ده هزار درهم به من بدهند .
و دستور داد تا مرا بر اسبى تندرو سوار كرده و در سريعترين زمان به مدينه برسانند .
و اينك - اى مادر - مىبينى كه من در نزد شما هستم .
مادر داود مىگويد : پس از اينكه داود به نزدم آمد . او را به خدمت امام صادق عليه السلام بردم .
و او پس از سلام نمودن به حضرت امام صادق صلى الله عليه و آله ماجراى آزاد شدن خود را براى آن حضرت بيان نمود .
در اين هنگام امام صادق عليه السلام به اين مضمون فرمود : آن شب منصور دوانيقى حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام را در خواب ديد . و آن حضرت به او فرمود :
فرزندم را آزاد كن . و گرنه تو را در آتش خواهم انداخت .
در اين هنگام منصور احساس كرد كه در زير قدمهايش آتشى وجود دارد .
و در همين حال - با پريشانى - از خواب بيدار شد . و دستور آزادى تو را داد .
شرح
قالت امّ داود : فقلت لأبي عبد اللَّه عليه السلام : - يا سيّدي - أيدعى بهذا الدعاء في غير رجب ؟
قال عليه السلام : نعم . يوم عرفة .
و إن وافق ذلك يوم الجمعة . لم يفرغ صاحبه منه حتّى يغفر اللَّه له .
و في كلّ شهر - إذا أراد ذلك - صام الأيّام البيض .
و دعا به في آخرها . كما وصفت .
( و في رواية ) : قال عليه السلام : نعم . في يوم عرفة . و في كلّ يوم دعا .
فإنّ اللَّه يجيب . - إن شاء اللَّه تعالى - ( إقبال الأعمال للسيّد ابن طاووس - عليه الرحمة - ج 3 ص 251 ) .