و در انتظار حلول ماه رجب . و رسيدن ايّام مخصوص آن بودم .
پس از فرا رسيدن آن ايام مخصوص . من روزه گرفتم و همانگونه كه امام صادق عليه السلام به من فرموده بود . دعا كرده و آن اعمال را بجاى آوردم .
و پس از خواندن نماز مغرب و عشاء . افطار نمودم .
سپس - در نيمهء شب - مقدارى نماز خواندم . آنگاه خوابيدم .
پس از خواب رفتن در عالم رؤيا اشخاصى از ملائكه و انبياء و صلحاء و پاكانى - را كه در جملات آن دعا از آنها ياد شده و بر آنها درود و صلوات فرستاده بودم - مشاهده نمودم .
و همچنين - در اين رؤيا - پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را نيز مشاهده كردم .
كه آن حضرت - به اين مضمون - به من فرمود :
- اى دخترم - اى مادر داود . تو را بشارت و مژده مىدهم .
شرح
و رأيت في نومي ما صلّيت عليه من الملائكة و الأنبياء و الشهداء و الأبدال و العبّاد .
و رأيت النبيّ صلى الله عليه و آله .
فإذا هو صلى الله عليه و آله يقول : - يا بنيّة يا امّ داود - : أبشري .
فكلّ من ترين أعوانك و شفعاؤك .
و كلّ من ترين يستغفرون لك .
و يبشّرونك بنجح حاجتك .
فأبشري بمغفرة اللَّه و رضوانه .
فجزيت خيراً عن نفسك .
و أبشري بحفظ اللَّه لولدك و ردّه عليك - إن شاء - .
قالت امّ داود : فانتبهت من نومي .