تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرزندان رحمت شده و فرزندان نفرين شده ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
و در انتظار حلول ماه رجب . و رسيدن ايّام مخصوص آن بودم . پس از فرا رسيدن آن ايام مخصوص . من روزه گرفتم و همانگونه كه امام صادق عليه السلام به من فرموده بود . دعا كرده و آن اعمال را بجاى آوردم . و پس از خواندن نماز مغرب و عشاء . افطار نمودم . سپس - در نيمهء شب - مقدارى نماز خواندم . آنگاه خوابيدم . پس از خواب رفتن در عالم رؤيا اشخاصى از ملائكه و انبياء و صلحاء و پاكانى - را كه در جملات آن دعا از آنها ياد شده و بر آنها درود و صلوات فرستاده بودم - مشاهده نمودم . و همچنين - در اين رؤيا - پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را نيز مشاهده كردم . كه آن حضرت - به اين مضمون - به من فرمود : - اى دخترم - اى مادر داود . تو را بشارت و مژده مىدهم .
شرح
و رأيت في نومي ما صلّيت عليه من الملائكة و الأنبياء و الشهداء و الأبدال و العبّاد . و رأيت النبيّ صلى الله عليه و آله . فإذا هو صلى الله عليه و آله يقول : - يا بنيّة يا امّ داود - : أبشري . فكلّ من ترين أعوانك و شفعاؤك . و كلّ من ترين يستغفرون لك . و يبشّرونك بنجح حاجتك . فأبشري بمغفرة اللَّه و رضوانه . فجزيت خيراً عن نفسك . و أبشري بحفظ اللَّه لولدك و ردّه عليك - إن شاء - . قالت امّ داود : فانتبهت من نومي .