سپس من به تعقيب آهو رفتم و به نگهبانى كه در آنجا بود گفتم : آهويى كه اينك از اين حصار وارد شد كجا رفت ؟
نگهبان گفت : من آهويى را نديدم .
سپس من در جستجوى آهو به طرف ديوارى كه آهو خود را در شكاف آن پنهان نموده بود رفتم .
و پس از رسيدن به ديوار . پشكل و اثر بول آهو را ديدم اما خود آهو را نيافتم .
به همين خاطر در آن روز با خداوند عهد نمودم كه از اين پس . زوّار اين مرقد را مورد اذيت و آزار قرار ندهم و مزاحمتى برايشان ايجاد نكنم .
و با آنها با خير و خوبى رفتار نمايم .
سپس ابومنصور به من گفت : هرگاه مشكلى براى من پيش مىآمد به اين مرقد پناه مىبردم . و حضرت رضا عليه السلام را زيارت مىكردم . و در آنجا حاجتهاى خود را از خداوند متعال مسألت مىنمودم .
و خداوند نيز حاجتهاى مرا برآورده مىنمود .
و من در اين مشهد از خداوند متعال درخواست نمودم تا فرزند ذكورى را به من عنايت فرمايد كه خداوند اين حاجت مرا برآورده نمود و فرزندى به من عنايت فرمود اما پس از چندى آن فرزند از دنيا رفت .
من دوباره به اين مرقد آمدم و از خداوند متعال فرزند ديگرى را طلب نمودم و خداوند بار ديگر دعاى مرا اجابت نمود .
و فرزند ذكور ديگرى را به من عنايت فرمود .
و من در اين مشهد هيچ حاجتى را از خداوند عزّ و جلّ مسألت ننمودهام مگر آنكه اجابت آن را مشاهده كردهام .
حمايت از حيوانات در اسلام ( فارسى ) — صفحة 52
مساهمون: السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري
ص٥٢