آنها گفتند : - يا رسول اللَّه - خود آن شتر چه مىگويد ؟
حضرت به آنها فرمود : اين شتر مىگويد : در وقتى كه جوان و سرزنده بود او را به كار مىگرفتيد و مايهء بركت گلّهء شما بوده و ماده شترهاى شما را باردار كرده است .
و در زمستان با آن به مناطق گرمسير مىرفتيد .
و در تابستان به علفزارها كوچ مىكرديد .
و پس از آنكه سالهاى سال اين كارها را براى شما كرده است . شما اينك قصد داريد كه آن را بكشيد و گوشتش را بخوريد .
به همين خاطر اين شتر از دست شما فرار كرد و به من كه پيامبر هستم پناهنده شد .
و اين رفتار شما با شترى كه به شايستگى برايتان كار كرده است رفتارى ناشايست مىباشد .
و به همين خاطر آن شتر فرار كرد تا به دست شما كشته نشود .
آنها به پيامبر صلى الله عليه و آله گفتند : چيزهائى را كه اين شتر به شما گفته است درست مىباشد .
اما اينك ما به خدا سوگند مىخوريم كه آن را نمىكشيم و نمىفروشيم بلكه به حال خود رها مىكنيم .
حضرت به آنها فرمود : شما دروغ مىگوئيد . زيرا چندين بار بخاطر اين كار از دست شما فرار كرده است .
اما اينك كه به من پناهنده شده است سزاوار است كه من نسبت به آن ترحّم نمايم و پناهش دهم .
زيرا اهل نفاق داراى ترحّم نيستند و مؤمنين داراى ترحّم هستند .
من اين شتر را به صد درهم از شما مىخرم .
سپس آنها شتر را به اين قيمت به حضرت فروختند .
حمايت از حيوانات در اسلام ( فارسى ) — صفحة 145
مساهمون: السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري
ص١٤٥