تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پدران و مادران رحمت شده و پدران و مادران نفرين شده ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
سپس اميرالمؤمنين عليه السلام رو به آن زن نمود و به او فرمود : اينك كه تو ادّعا مىكنى دوشيزه هستى و اين نوجوان را به فرزندى خود قبول نمىكنى . و نسبت او را به خود نمىپذيرى . آيا اجازه مىدهى كه تو را به عقد اين نوجوان دربياورم . آن زن در جواب گفت : مگر در شريعت اسلام چنين امرى امكان‌پذير است . اين نوجوان فرزند من است . و چنين چيزى ممكن نيست . من براى آنكه فرزندم را از ميراث پدرش محروم سازم چنين امرى را ادّعا كرده . و او را از خود رانده و نسبت او به خود را انكار كردم . در اين هنگام حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام به او فرمود : از اين خطاى خود توبه نما و به درگاه الهى استغفار كن . سپس اميرالمؤمنين عليه السلام بين آن مادر و فرزند صلح و سازش برقرار نمود . و بدين ترتيب آن فرزند به سهم الارث خود رسيد .
شرح
فقال الإمام عليه السلام : جاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْباطِلُ ( إنّ الباطلَ كان زهوقاً ) « 1 » . و ما « 2 » يكون هذا منك - قبل هذه الفضيحة - ؟ فقالت : - يا مولاي - خشيت على الميراث . فقال عليه السلام لها : إستغفري اللَّه . و توبي إليه . ثمّ إنّه عليه السلام أصلح بينهما . و ألحق الولد بوالدته . و بإرث أبيه ( الفضائل ص 289 و بحار الأنوار ج 40 ص 268 ) .
هامش
( 1 ) - ما بين القوسين لم يذكر في البحار . ( 2 ) - في الفضائل : و لا
پدران و مادران رحمت شده و پدران و مادران نفرين شده ( فارسى ) — صفحة 225 | السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري