تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيين كيفرى اسلام ( شرح فارسى تحرير الوسيلة ) ( حدود ) ( فارسى ) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
شرح

دليل قتل مرتدّ در مرتبه‌ى چهارم

پس از سقوط ادلّه‌اى كه بر قتل در مرتبه‌ى سوّم آورده بودند ، به ناچار بايد به حكم اجماعى كه شيخ طوسى رحمه الله ادّعا كرده ، و به مقتضاى استصحاب و احتياط و روايتى كه مرحوم شيخ به اصحاب اسناد داده است ، به قتل مرتدّ در مرتبه چهارم فتوا دهيم .

روايت معارض با هر دو قول

وعن أبي عليّ الأشعري ، عن محمّد بن سالم ، عن أحمد بن النّضر ، عن عمرو بن شمر ، عن جابر ، عن أبي عبداللَّه عليه السلام قال : اتي أمير المؤمنين عليه السلام برجل من بني ثعلبة ، قد تنصّر بعد إسلامه فشهدوا عليه . فقال له أمير المؤمنين عليه السلام : ما يقول : هؤلاء الشهود ؟ فقال : صدقوا وأنا أرجع إلى الإسلام ، فقال : أما إنّك لو كذّبت الشهود لضربت عنقك . وقد قبلت منك فلا تعد ، فإنّك إن رجعت لم أقبل منك رجوعاً بعده . « 1 » فقه الحديث : سند اين روايت معتبر نيست . متن آن نيز با آن‌چه صاحب جواهر رحمه الله نقل مىكند ، تفاوت دارد ؛ ولى مطلب يكى است . امام صادق عليه السلام فرمود : مردى از بنىثعلبه را نزد اميرمؤمنان عليه السلام آوردند . نامبرده پس از اسلام آوردن ، به دين مسيحيّت گرويده بود و شهود بر ضدّش شهادت دادند . امام عليه السلام از او پرسيد : شهود چه مىگويند ؟ گفت : راست مىگويند ، و من توبه مىكنم و به اسلام بر مىگردم . امام عليه السلام فرمود : اگر شهود را تكذيب كرده بودى ، گردنت را مىزدم . توبه‌ات را پذيرفتم . ارتداد را تكرار مكن . اگر از اسلام برگشتى ، توبه‌ات را نخواهم پذيرفت . اوّلًا : استدلال به اين روايت متوقّف است بر اين كه در آن تصرّف كنيم و آن را بر مرتدّ ملّى حمل كنيم ؛ امّا اين تصرّف شاهدى ندارد . از كجا كه اين مرد ، مرتدّ فطرى نبوده است ؛ زيرا ، در عصر خلافت اميرمؤمنان عليه السلام ده‌ها سال بر اسلام گذشته بود .
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 547 ، باب 2 از ابواب حدّ مرتد ، ح 4 .