تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيين كيفرى اسلام ( شرح فارسى تحرير الوسيلة ) ( حدود ) ( فارسى ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
شرح
نيست تا بگوييم پس از دوبار اجراى اين حدّ معلوم مىشود تأثيرى در تنبيه مرتدّ نداشته است پس بايد او را كشت . بنابراين ، نمىتوان به صحيحه‌ى يونس استدلال كرد . 2 - وعن محمّد بن يحيى ، عن أحمد بن محمّد بن عيسى ، عن عليّ بن حديد ، عن جميل بن درّاج وغيره ، عن أحدهما عليهما السلام في رجل رجع عن الإسلام فقال : يستتاب ، فإن تاب وإلّا قتل . قيل لجميل : فما تقول إن تاب ثمّ رجع عن الإسلام ؟ قال : يستتاب ، قيل : فما تقول إن تاب ثمّ رجع ؟ قال : لم أسمع في هذا شيئاً ، لكنّه عندي بمنزلة الزاني الّذي يقام عليه الحدّ مرّتين ثمّ يقتل بعد ذلك ، وقال : روى أصحابنا أنّ الزاني يقتل في المرّة الثالثة . « 1 » فقه الحديث : علىّ بن حديد از راويانى است كه توثيق نشده است . مىگويد : جميل گفت : امام باقر يا امام صادق عليهما السلام فرمود : در مورد مردى كه مرتدّ شد ، او را توبه مىدهند ؛ اگر نپذيرفت ، او را مىكشند . به جميل گفتند : اگر توبه كرد و باز مرتدّ شد ، حكمش چيست ؟ گفت : بار ديگر به او توبه مىدهند . گفتند : اگر پس از توبه مرتدّ شد ، حكمش چيست ؟ گفت : در اين مورد روايتى نشنيده‌ايم ؛ ليكن به نظرم اين فرد حكم زناكارى را دارد كه دو بار به او حدّ زده‌اند كه در مرتبه‌ى سوّم او را مىكشند . اصحاب ما قتل زانى در مرتبه‌ى سوّم را نيز روايت كرده‌اند . اين روايت ، حديثى نيست كه مستند به امام عليه السلام باشد ؛ بلكه اجتهاد يكى از راويان را نقل مىكند ؛ به خصوص با توجّه به اين كه در باب زنا ، قتل در مرتبه‌ى سوّم را نپذيرفتيم . روايت شاهدى است بر جريان داشتن اجتهاد در زمان امامان عليهم السلام ، ائمّه اصول را القا مىكرده‌اند و اصحاب و شاگردان ، فروع را از آن‌ها استخراج و استنباط مىكردند . به همين جهت ، فرمودند : « إنّما علينا إلقاء الاصول وعليكم التفريع » . « 2 »
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 7 ، ص 256 ، باب حدّ مرتد ، ح 5 ؛ التهذيب ، ج 10 ، ص 137 ، باب حدّ مرتد ، ح 5 . ( 2 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 41 ، باب 6 از ابواب صفات القاضى ، ح 52 .