تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيين كيفرى اسلام ( شرح فارسى تحرير الوسيلة ) ( حدود ) ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
شرح
با توجّه به اين كه فاعل « قد حواه وأحرزه » همان « مسلم » است و نه سارق ، يعنى كسى كه از فرد مسلمانى چيزى را به سرقت برد در حالى كه آن فرد مسلمان آن چيز را در حرز قرار داده است ، نزد خدا و عرف سارق است ؛ البتّه تقييد به ربع دينار در ذيل همين روايت آمده است . بنابراين ، « حرز » عنوانى است كه عرف بايد آن را معنا كند . لذا ، اگر دربى باز بماند و دزد وارد شود ، و اشياى داخل خانه يا مغازه را ببرد ، عرف آن اموال را در حرز نمىداند ؛ به خلاف موردى كه درب را بسته و دزد نياز به شكستن قفل ، يا نقب زدن و يا از ديوار بالا رفتن دارد . عرف اموال داخل اين خانه را در حرز مىداند . از نظر عرف ، حرز اشيا با يكديگر تفاوت دارد ؛ مثلًا حرز طلا و جواهر غير از حرز فرش و گوسفند است . از اين‌رو ، اگر كسى اصطبلى در بيرون شهر دارد ، اصطبل حرز براى حيوان است نه فرش و جواهر ؛ هرچند درب و پيكر داشته و دربش نيز بسته باشد . عرف آن را حرز براى قاليچه‌ى ابريشمى نمىبيند ، بلكه براى گاو و گوسفند و شتر حرز مىداند . مثال ديگر : فرشى كه داخل اتاق است ، هرچند درب اتاق باز باشد ، امّا با بسته بودن درب منزل ، حرز دارد ؛ ولى حرز پول و اسناد و مانند آن ، اتاق نيست ، بلكه بايد در درون صندوق يا لاى كتاب و مانند آن مخفى كرده باشد . مثال سوّم ، از امام راحل رحمه الله در تحرير الوسيله است : كسى درب اصطبل را به قصد سرقت اسب شكست ، امّا از روى تصادف كيف پول صاحب اصطبل روى زمين افتاده بود آن را برداشت و برد ، در اين‌جا او از حرز سرقت نكرده است ؛ لذا ، مقتضاى قاعده عدم قطع دست اوست ؛ زيرا ، شرط قطع ، سرقت از حرز است و اصطبل حرز پول نيست ؛ و عبارت « قد حواه و أحرزه » مصداق پيدا نكرده ، مقتضاى احتياط نيز عدم قطع است . آرى ، اگر صاحب پول در اصطبل گودالى كنده و پول را در آن‌جا مخفى كرده باشد ، يا در خانه پول را لابلاى كتاب‌ها پنهان سازد ، در اين صورت عنوان سرقت از حرز صادق است . نكته‌ى مهمّ : هرچند از نظر عرف حرز اشياى مختلف با يكديگر تفاوت دارند ، ولى