شرح
روايات دالّ بر حكم
رواياتى كه در نوع سوم از حدّ زنا ( تازيانه ) مطرح كرديم ، دلالتش بر ثبوت تازيانه و تبعيد در مورد زانى مملّك تمام بود ؛ ولى هيچيك از آنها اشارهاى به « جزّ » و سرتراشيدن نداشت . ليكن دو روايت در اين مورد رسيده است كه بايد به بررسى آنها بپردازيم . 1 - محمّد بن الحسن بإسناده عن محمّد بن عليّ بن محبوب ، عن أحمد ، عن عليّ بن الحكم ، عن سيف بن عميرة ، عن حنّان ، قال : سأل رجل أبا عبداللَّه عليه السلام وأنا أسمع ، عن البكر يفجر وقد تزوّج ففجر قبل أن يدخل بأهله ؟ فقال : يضرب مائة ويجزّ شعره وينفى من المصر حولًا ويفرّق بينه و بين أهله . « 1 » فقه الحديث : سند اين روايت خوب است . حنّان مىگويد : مردى از امام صادق عليه السلام پرسيد : بكرى كه ازدواج كرده و قبل از دخول به اهلش ، مرتكب زنا شده است ، حكمش چيست ؟ امام صادق عليه السلام در جواب فرمود : به او صد تازيانه زده مىشود ، موى او را مىچينند و يك سال او را تبعيد كرده ، بين او و همسرش نيز تفرقه و جدايى مىاندازند . مراد از تفرقه بين او و همسرش چيست ؟ دو احتمال در اينجا وجود دارد : 1 - اجازه ندهند همسرش را به دنبال خود ببرد ، تا از اينجهت در رنج باشد . 2 - او را وادار به طلاق كنند ؛ زيرا ، مردى كه ازدواج كرده و راه براى او باز بوده ، و در عين حال مرتكب زنا شده است ، معلوم مىشود مرد خوبى نيست . از اينرو ، بين او و همسرش جدايى انداخته مىشود تا شوهر خوبى براى خود انتخاب كند . به نظر ما ، احتمال دوم اقرب است ؛ يعنى مراد از تفرقه را طلاق بگيريم ، نه جدايى بين آنان در مدّت يك سال ؛ هر چند فقيهى به آن فتوا نداده است . در آينده اين مطلب را بررسى خواهيم كرد .هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 359 ، باب 7 از ابواب حدّ زنا ، ح 7 .