شرح
متأهلاند ؛ و فرد غير غالب از اين دو مجرّد هستند . لذا ، لازم نبوده قيد احصان را بياورند ، با آن كه قطعاً مراد است .
در ادامهى روايت ، حكم بكر و بكرة را صد تازيانه و نفى و تبعيد يك سال بيان مىكند ؛ امّا سخنى از حكم محصن غير شيخ و شيخه نياورده ، علّت آن روشن بودن حكم است ؛ يعنى بايد رجم شوند ؛ والّا ذكر شيخ و شيخه لغويّت پيدا مىكند .
اقتضاى جمع بين سه گروه روايات
كلام ما در حدّ شابّ و شابّهى محصن بود ، كه اگر مرتكب زنا شدند ، آيا بر آنان فقط حدّ رجم جارى مىشود يا بايد قبل از سنگسار شدن ، صد تازيانه هم بخورند ؟ با وجود اين كه اختلاف در فتاوا به گونهاى است كه قول هيچ يك از دو طرف به حدّ شهرت نرسيده و مفاد احاديث نيز سه معنا را متضمّن است ، آيا وجه جمعى بين روايات هست يا نه ؟
كسى كه با اين سه گروه از روايات برخورد مىكند ، مىبيند كه يك گروه در مطلق زناى احصانى رجم و تازيانه را ثابت ، و طائفهاى فقط رجم را و گروه سوم در شيخ و شيخه تازيانه و رجم و در شابّ و شابّه فقط رجم را مطرح مىكند . در ابتدا چنين به ذهن مىآيد كه روايات گروه سوم شاهد جمع بين دو طايفهى ديگر است . زيرا ، اگر يك دسته از روايات در طرف اثبات مطلبى گفته ، و دستهى ديگر ، در طرف نفى آن وارد شد و دستهى سوم در مورد نفى و اثبات تفصيل بدهد ، با توجّه به طايفهى اخير ، روايات اثبات را بر مورد اثبات و روايات نفى را بر مورد نفى حمل كرده ، در نتيجه مورد نفى از اثبات جدا شده و تعارض از بين مىرود .
در اين بحث نيز روايات رجم را بر زناى احصانى شابّ و شابّه ، و روايات جمع بين رجم و تازيانه را بر زناى احصانى شيخ و شيخه حمل مىكنيم .
طرح يك اشكال و جواب
اين وجه جمع هر چند واضح است ، ليكن اين شبهه مطرح است كه مطلبى به اين روشنى را چرا بزرگان فقها نگفته و قائل به تفصيل نشدهاند ؛ و به طور كلّ حكم به جمع بين تازيانه و رجم در مرد و زن جوان كردهاند ؟