انسان به قدرت خدا بر هر چيز و به علم مطلق او ، و بر اثر آن ايمان وى به اين امر ، همان عاملى است كه تقوا را در نفس جايگزين مىسازد و بنا بر آن آدمى از سطوت خدا مىترسد ، و مراقبت او را بر خودش احساس مىكند ، پس در آشكار و نهان از معصيت و نافرمانى او خوددارى مىورزد .
آخرين سخن : انسانى كه آفريدگان را وسيلهاى براى تكامل شناخت و ايمان خود به پروردگارش در نظر نگيرد ، از هدف آفرينش گمراه شده است ، مىدانيد چرا ؟ بدان سبب كه خداوند سبحان و تعالى هر چه را كه در زمين است براى انسان آفريده است تا انسان محور آفرينش بوده باشد ، پس آنها را براى تن او آفريده است يا براى روانش ؟ بدن انسان ، از لحاظ جسد ، تمايزى با جانوران ديگر ندارد ، و هرگز از اين روى از فضيلتى برخوردار نيست . و به همين سبب حكمت آفرينش مندرج در روان او است ، و در روح آدمى جز عقل چه چيز است كه با نگريستن و تدبير كردن در آفاق آسمانها و زمين رشد پيدا مىكند ؟ ! پس آن كس كه عقل و خرد او تكامل نيافته ، نه تنها حكمت آفرينش خويش را باطل مىكند ، بلكه حكمت هستى را در پيرامون خويش نيز چنين مىكند . آيا چنين نيست ؟
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 95
مساهمون: احمد آرام
ص٩٥