پرهيز كردن از سركوبهاى الاهى در دنيا و دور شدن از اصحاب شمال در سراى ديگر است .
«
فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ
- پس به نام پروردگار بزرگت تسبيح گوى . » از آن روى گفت « باسم ربّك » كه آن راه تسبيح او تعالى است ، چه آدمى هيچ وسيلهاى براى پيوستن به پروردگار خويش جز نامهاى او ندارد ، و از آن جهت گفت « العظيم » كه :
/ 329 1 - آن رمز تسبيح صحيح است ، زيرا كه معرفت بزرگى خدا شرط اساسى براى قدرشناسى حقيقى او است . مگر مشكل هر يك از اصحاب الشمال اين نبود كه به خداى بزرگ ايمان نداشت ؟
إِنَّهُ كانَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ
. و اگر در هر انسانى به جستجو بپردازيم ، او را تهى از ايمان به پروردگارش نمىيابيم ، ولى اصحاب الشمال ( مشركان و كافران ) ايمان به خدا به اندازهاى كه او بزرگ و منزه از هر چيز ناشايستهء نسبت به مقام او است ندارند ، و همين سبب آن مىشود كه شريكانى از ميان آفريدگانش براى او برگزينند كه در آنها عظمتى مىبينند يا به پندار خويش آنها را بزرگ مىبينند . . . و اين همان نهانگاه دردى است كه فلسفههاى گمراه كنندهء بشرى از تجسيدى و تشبيهى و شركى و نظاير اينها از آنجا برخاسته . . . و شايد به همين سبب بوده باشد كه تسبيح خدا با ذكر عظمت او در ركوع و علوّ او در سجود ( سبحان ربّى العظيم و بحمده ، سبحان ربى الأعلى و بحمده ) در نمازها واجب شده ، و بلكه نماز از آغاز تا پايان آن به صورت تسبيحى براى خداى عزّ و جلّ درآمده است .
2 - بدان سبب كه سياق در پيرامون قرآن دور مىزند ، و آن آشكارترين نشانههاى عظمت خدا به صورت مطلق است ، پس در آن عظمت او تعالى تجلّى پيدا كرده است . . . به صورتى آشكارتر و گستردهتر و بزرگتر از تجلّى او در طبيعت و در نفس و در هر چيز ديگر .