قلبه » و نگفت : « يهديه او را هدايت مىكند » كه در بسيارى از آيات ديگر به اين صورت آمده است ؟
پاسخ آن است كه : اولا : براى بيان اين مطلب كه صلاح و فساد آدمى ( هدايت و ضلالت او ) همه پيوسته به افكار و معتقدات قلبى او است ، و در نتيجه تغيير حقيقى و ريشهاى بر اثر تغيير قلب حاصل مىشود .
/ 31 ثانيا : براى بيان شمول و فراگيرى هدايت است ، چه هدايت شدن قلب مؤمن به فرمان خدا او را از هر انحراف و گمراهى خلاص مىكند ، از آن جهت كه قلبها گاه آميختهاى از حق و باطل است ، جز قلب مؤمن كه تنها براى حق نه باطل و براى هدايت و نه ضلالت تصفيه مىشود ، يعنى ايمان همزاد راهنمايى قلب است و آن را به ديگر حقايق رهبرى مىكند ، و در همهء ابعادش و در جوانب زندگى بصيرت مىبخشد ، و هر چه ايمان فزونى پيدا كند ، راهيابى قلب نيز افزوده مىشود .
[ 12 ] بزرگترين مصيبتى كه به آدمى مىرسد ، واپس ماندگى در دنيا و درآمدن به آتش و رو به رو شدن با غضب و خشم خدا در آخرت است ، و براى آن كه آدمى از اين امر اجتناب كند ، لازم است كه به فرمان خدا عمل كند ، و از رهبرى شرعى فرمانبردار باشد ، و با روشهاى حقّى كه رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - آنها را ابلاغ كرده و امامان راهنما و علماى صالح به تفصيل دربارهء آنها سخن گفتهاند به عمل برخيزد . و بدين گونه قرآن حقيقت ايمان آوردن به خدا و آخرت را با حقيقت ايمان آوردن به فرستادهء خدا ( رهبرى الاهى ) به يكديگر اتصال مىدهد . و سياق قرآن زمينه را براى سخن گفتن از فرمانبردارى از رهبرى در نتيجهء متضمن بودن آيهء پيشين بر بيان مصائب و بر دعوت كردن به تسليم در برابر خدا در آنها ، آماده ساخته بود ، چه فرمانبردارى از خدا و پيروى از رهبرى مكتبى كه خواستار تغيير است ، بدون شك در بسيارى از دشواريها و فشارها چالش كردن با آنها مستلزم داشتن روح تسليم به خداى عزّ و جلّ مىشود ، ولى دشواريهاى بزرگتر را به صورتى ريشهاى و اساسى از ميان مىبرد .
«
وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ
- و از خدا اطاعت كنيد ، و از رسول اطاعت