نيست ، و عذاب ايشان در روز چهارشنبهء وسط ماه شوال پس از برآمدن خورشيد خواهد رسيد ، پس آنان را آگاه ساز ، يونس خوشحال شد و احساس ناراحتى نكرد و نمىدانست كه عاقبت كار چه خواهد بود » . « 82 » [ 51 - 52 ] پس از آن كه خدا پيامبر خود ( و از طريق او هر دعوت كنندهء مكتبى را به بردبارى در برابر حكم / 254 خدا فرمان مىدهد ، اشاره به داستان صاحب الحوت يعنى يونس پيغمبر و تجربهء او با قومش مىكند ، و او را از آن بر حذر مىدارد كه ايستارى همچون ايستار او داشته باشد ، كلام را به اين امر اتصال مىدهد و بر صبر كردن در راه رسالت تأكيد مىكند ، هر اندازه هم كه چالشهاى بر ضد آن و فشارهاى براى دست كشيدن از رسالت ، يا واكنشهاى بىراهنما عليه مكذبان و كافران شديدتر انگيزهء اين دست كشيدن باشد ، باز چنين است .
«
وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ
- و نزديك است كه آن كسان كه كافر شدهاند ، چشم زخمى به تو وارد كنند در آن هنگام كه ذكر را مىشنوند . » يعنى على رغم اين همه براى رسيدن فرمان پروردگارت صبر كن ، و زلق از انحراف است ، و صاحب المنجد آورده است : ازلقه يعنى او را لغزاند و از جاى خود دورش كرد ، و زلقت القدم يعنى لغزيد و ثابت نماند ، و زلقت الفرس يعنى ماده اسب پيش از وقت جنين خود را سقط كرد ، و الارض الزلقة يعنى زمين صافى كه هيچ چيز در آن نيست ، « 83 » و قدم بر آن مىلغزد . . . و بنا بر اين « ليزلقونك » به آن معنى است كه قدمت را از رفتن بر راه حق مىلغزانند ، خواه با مداهنه باشد كه مكذّبان خواهان آناند ، يا با مواجهه و چالش .
بيشتر مفسّران بر آنند كه مقصود از آن ازلاق با چشم است و آن حسدى است كه به صورت غيبى در انسان مؤثر مىافتد ، و از رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه
هامش
( 82 ) - تفسير العيّاشى ، ج 2 ، ص 129 - 130 .
( 83 ) - المنجد ، مادهء زلق .