تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
گفتن كافران عاقل ديوانه شود يا ذكر و قرآن خدا اساطير الاولين شود ؟ هرگز . . . بدان جهت كه حقايق با گفتهء مكذّبان و منكران تغيير پيدا نمىكند ، و پژوهندهء قرآن امكان ندارد به آن تسليم نشود كه قرآن رسالتى از خدا به سوى مردم است . «
وَ ما هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ
- و آن نيست مگر يادآورى و ذكرى براى جهانيان . » ذكر مقابل غفلت و فراموشى است ، و قرآن از آن جهت بدين نام خوانده شده كه افراد بشر را به پروردگارشان و به آنچه در جوانب مختلف زندگى مىگذرد متوجه مىسازد ، و بلكه براى ايشان رازهاى هستى و قوانين آن را كشف مىكند ، و خردهاى آنان را به يادشان مىآورد كه آيات وى به انگيختن آنها مىپردازد ، پس او است آن كه مسير آدمى را بر فطرت و حق مستقيم نگاه مىدارد و او را بدون غفلت و انحراف به هدف سالمش مىرساند ،
إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ * لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ
. « 85 » / 256 در آن هنگام كه قرآن يادآور و ذكرى براى جهانيان ( و نه تنها قوم پيامبر ) است ، آشكار مىشود كه از محيط جاهلى و آلودهء به آن تبليغات ناچيز و حقير تجاوز كرده ، و بر بالاى آن موانعى كه جاهليان بر گرد خويش فراهم آورده بودند قرار گرفته و خود اين تجاوز نشان مىدهد كه قرآن محصولى فراهم آمدهء از آن محيط نيست ، و پيامبر تنها حكيم بزرگى نيست كه در چنان محيطى به دنيا آمد ، بلكه او فرستادهء خداى پروردگار جهانيان است ، پس ملاحظه كنيد كه ميان گفتهء ايشان كه : « او ديوانه است » و حقيقت چه اندازه فاصله وجود دارد .
هامش
( 85 ) - التكوير / 27 و 28 .