اين آيه بى راهى دو گروه بر آن دو گروه درست كرد : گروهى كه گفتند صفت نيست و گروهى كه گفتند مانندگى هست ، بىصفتى نيستى است ، و اللَّه هست است . و مانندگى از انبازيست و اللَّه تعالى از انباز و انبازى پاك است . او كه مانندگى روا دارد ، از حظيرهء اسلام بيرونست . و او كه نفى صفت كند ، زنديق است .
حق جل جلاله فرمود :
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ
و لم يقل ليس هناك شيء ، نفرمود آنجا هيچ چيز نيست ، كه آنجا صفت هست ، اما چون صفت وى صفت نيست سميع است ، چنو سميع هيچ نيست . بصير است ، چنو بصير هيچ نيست . همانست كه جاى ديگر فرمود :
أَ فَمَنْ يَخْلُقُ كَمَنْ لا يَخْلُقُ
اللَّه را صفت بسزاى ويست ، خلق از آن دور ، و مخلوق را صفت بسزاى ويست و خالق از آن پاك . مخلوق موجود است بايجاد اللَّه و اللَّه موجود است بقيام خويش باز ليت و هستى و بقاء خويش . مخلوق ، زنده بنفس و غذا به اندازه و هنگام ، و اللَّه زنده بحياة خويش و بقاء خويش باوّليت و آخريت خويش ، بىكى و بىچند و بىچون . مخلوق ، صانع است ، بحيلت و آلت و كوشش و اندازه . و اللَّه صانع است ، بقدرت و حكمت ، بىآلت و بىحيلت و بىعلت . هر چه خواهد چنانك خواهد هر گه كه خواهد ، جلّ جلاله و تقدّست اسمائه و عزت صمديته و حقت كلمته حقا .
2 - النوبة الاولى
( 42 / 35 - 19 )
قوله تعالى :
اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبادِهِ
، اللَّه باريك دانست [ و دوربين نغزكار ] ببندگان خويش .
يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ
روزى ميدهد او را كه خواهد ، [ آنچه خواهد ] ،
وَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ ( 19 )
و اوست با نيروى بىهمتا .
مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ
، هر كه برّ آن جهان ميخواهد و پاداش آن را [ تخم پراكند و كردار ورزد ] ،
نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ
ما خود برّ آن جهان [ برين جهان ] فرا فزائيم ،
وَ مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيا
، و هر كه بر اين جهان را كشت كند و پاداش اين جهان را كوشد ،
نُؤْتِهِ مِنْها
بدهيم او را از آن چيز ،
وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصِيبٍ
( 20 ) . و او را در آن جهان بهرهاى نه .