بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ يَلْعَبُونَ ( 9 )
آرى ايشان در گمان خويش بازى ميكنند .
فَارْتَقِبْ
، چشم دار ،
يَوْمَ تَأْتِي السَّماءُ بِدُخانٍ مُبِينٍ ( 10 )
آن روز كه آسمان دودى آرد آشكارا .
يَغْشَى النَّاسَ
پيچد در مردمان ،
هذا عَذابٌ أَلِيمٌ ( 11 )
اينست عذابى دردنماى .
رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذابَ
[ كافران گويند ] خداوند ما ، باز بر از ما اين عذاب ،
إِنَّا مُؤْمِنُونَ ( 12 )
، كه ما بگرويديم .
أَنَّى لَهُمُ الذِّكْرى
ايشان را آن گه از كجا جاى پند پذيرفتن است و چه جاى عتاب نيوشيدن است ،
وَ قَدْ جاءَهُمْ رَسُولٌ مُبِينٌ ( 13 )
و بايشان آمد فرستادهاى آشكارا .
ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ
، آن گه برگشتند از او ،
وَ قالُوا مُعَلَّمٌ مَجْنُونٌ ( 14 )
و گفتند بشريست مجنون ، در وى آموخته آنچه ميخواهد و ميگويد .
إِنَّا كاشِفُوا الْعَذابِ قَلِيلًا
، ما عذاب مىبازبريم از شما يك چندى اندك ،
إِنَّكُمْ عائِدُونَ ( 15 )
و شما مىبازگرديد با كفر .
يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرى
آن روز كه بركوبيم بر كوفتن مهترين ،
إِنَّا مُنْتَقِمُونَ ( 16 )
ما كين ستانيم از ايشان .
وَ لَقَدْ فَتَنَّا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ
، و بيازموديم پيش از ايشان قوم فرعون
وَ جاءَهُمْ رَسُولٌ كَرِيمٌ ( 17 )
و بايشان آمد فرستادهاى پاك راست نيكو آزاده .
أَنْ أَدُّوا إِلَيَّ عِبادَ اللَّهِ
، گفت با من دهيد بندگان خداى ،
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ ( 18 )
كه من بشما رسولى استوارم .
وَ أَنْ لا تَعْلُوا عَلَى اللَّهِ
، و [ نيز بشما پيغام آوردهام ] كه باللّه گردن مكشيد ،
إِنِّي آتِيكُمْ بِسُلْطانٍ مُبِينٍ ( 19 )
كه من بشما برهانى آشكارا آورم .
وَ إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ أَنْ تَرْجُمُونِ ( 20 )
. و من مىفرياد جويم به خداوند خويش و خداوند شما كه مرا بكشيد به سنگ . « 1 »
هامش
( 1 ) در نسخهء ج به سنگ نيست