شهيدان راه حق را كه خواهند كه ايشان را بدين عالم سفلى باز فرستند تا در وفا و رضاى او ديگر باره جان را فدا كنند . عجب نيست گر آن جوانمردان در راه خدا تن سبيل ميكردند و جان همى باختند كه هر جا كه نقطهء صدق پيدا گردد ، حقيقت عشق مرگ از جانش برخيزد ، زيرا كه وعدهء لقا بدر مرگ است انكم لن تروا ربكم حتى تموتوا و عزّت قرآن درخواست اين مىكند كه
فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
. اگر در صدق محبّت قدمى دارى ، يا در تمنّى وصال او بيقرار گشتهاى ، روز مرگ را بجان و دل استقبال كن كه روز بار و هنگام وصال آن روز است و وعدهء لقا آنجا . و در خبر است كه
« لا راحة للمؤمن من دون لقاء ربه » .
آوردهاند كه موسى كليم صلوات اللَّه عليه عزرائيل پيش وى آمد تا قبض روح وى كند ، موسى گفت نخست اين پيغام من به حضرت عزّت برسان كه هيچ دوست ديدى كه از دوست خود جان بستاند ؟ عزرائيل آن پيغام بگزارد ، جوابش دادند كه وا او بگو كه هيچ دوست ديدى كه ديدار دوست خود نخواهد ؟
« من احبّ لقاء اللَّه احبّ اللَّه لقاه و من كره لقاء اللَّه كره اللَّه لقاه » .
لِيَجْزِيَ اللَّهُ الصَّادِقِينَ بِصِدْقِهِمْ
فى الدّنيا بالتمكين و النّصرة على العدوّ و اعلاء الرّاية و فى الآخرة بجميل الثّواب و جزيل المآب و الخلود فى النّعيم المقيم و التقديم على الامثال بالتكريم و التعظيم - ميگويد صادقان را پاداش كردار دهد هم در دنيا و هم در عقبى ، در دنيا ايشان را وقت خوش دهد بر استعمال علم و تعظيم امر و اتّباع سنت ، و در عقبى ايشان را زندگانى خوش دهد ميان سماع و شراب و ديدار ، عيشى بىعتاب و نعمتى بىحساب و ديدارى بىحجاب . و گفتهاند جزاء صدق ايشان در دنيا آنست كه كيد شيطان و مكر دشمن از ايشان دفع كند . بو يزيد بسطامى را گفتند : كار تو با ابليس چونست ؟ گفت : جيراننا فى امن منه - همسايگان ما بحشمت ما از وساوس او بر آسودهاند ، سى سال گذشت تا ابليس را ياراى آن نبودست كه قدم در كوى ما نهد ، قال اللَّه تعالى :
إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ
.