تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ
گفته‌اند اين آيت از روى معنى معطوف است و منسوق بر آنچه گفت :
وَ تَخْشَى النَّاسَ
، معنى آنست كه تو از مردم ميترسى در هواى زينب و در نكاح وى ، چرا اقتدا نكنى به پيغامبران گذشته كه
يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً
غيره ، از هيچ كس از مردمان ايشان را ترس نبود كه ترس ايشان همه از اللَّه بود . جايى ديگر صفت منافقان كرد كه
يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً
- منافقان‌اند كه از مردم ترسند . چنان كه از اللَّه بايد ترسيد ، بلكه منافقان از گفت مردمان بيش از آن ترسند كه از اللَّه ترسند ، گفته‌اند كه خشيت از اللَّه خشيت عزم است فهو له محدود ، و خشيت از مخلوق خشيت ظنّ است و هو فيه معذور ، زيرا كه اللَّه قادر است كه بر آن گزند رساند ، پس بحقيقت ازو بايد ترسيد و بر خشيت بايد زيست ، و مخلوق بر هيچ گزند قادر نيست و در دست وى چيز نيست ، او كه از مخلوق مىترسد ظنّى ميبرد و انديشه‌اى مىبود كه در آن انديشه وى معذور است ، و لهذا حكى عن بعض الانبياء خوفهم من المخلوقين حكى عن ابرهيم فقال تعالى :
أَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قالُوا لا تَخَفْ
، و حكى عن موسى :
فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُوسى
، و حكى عن داود :
فَفَزِعَ مِنْهُمْ
و قال لنبيّنا ( ص ) :
وَ إِمَّا تَخافَنَّ
، فعذرهم فى الخوف لانّ ذلك خوف ظنّ معذور قوله :
وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ
اى - لا يخشون قالة الناس و لائمتهم فيما احل اللَّه لهم و فرض عليهم .
وَ كَفى بِاللَّهِ حَسِيباً
حافظا لاعمال خلقه و محاسبهم .

النوبة الثالثة

قوله تعالى :
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ
- سباق و سياق اين آيت ، مدح صحابهء رسول است و ذكر سير و بيان شرف ايشان كه اعلام اسلام‌اند و امان ايمان ، اركان دولت و آثار ملّت و اختران سپهر دعوت ، بر بساط توحيد صف پيشين ايشانند ، در دفتر تفريد سطر نخستين ايشانند ، ناقلان شرع و ناقدان دين ايشانند ، مشاهدان وحى و تنزيل