ايشانند ، خواب و آرام بر خود حرام كردند تا در ميدان دين خرام كردند ، روز و شب همى تاختند تا سراپردهء كفر برانداختند ، تخم عبادت كاشتند تا بر سعادت برداشتند ، علم شعار ايشان و زهد دثار ايشان و رحمت نثار ايشان ، نصرت رايت ايشان
وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ
آيت ايشان ،
سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى
بدايت ايشان و سقاهم ربهم غايت ايشان .
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ
در شأن ايشان . حقّ جلّ جلاله در قرآن بسه جايگه ايشان را رجال خواند :
رِجالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا
پاكى دوست دارند و به پاكى كوشند از آنكه دين اسلام را بنا بر پاكى است .
قال النّبي ( ص ) : « بنى الدّين على النّظافة » .
و
قال ( ص ) : « انّ اللَّه تعالى طيّب لا يقبل الا الطيّب »
- اللَّه پاك است ، هر چه صفت پاكى دارد از اقوال و افعال و حركات و سكنات تو آن را بپذيرد و در جريدهء سعادت بنويسد و هر چه به تو آلوده بود از جميع سعادت ننويسد و نهپذيرد ، بهشت جوهرى پاك است ، قرآن مجيد ازو خبر چنين داد كه :
وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ
، اگر آلايشى دارى راهت ندهند و اگر بصفت پاكى روى ترا گويند :
سَلامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِينَ
.
و آنجا كه فرمود :
رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ
ايشان را بصفت ذكر بستود يعنى كه دنيا و مشغلهء دنيا ايشان را از ذكر اللَّه باز ندارد ، پيوسته زبان ايشان در ذكر باشد و دل در مهر ، هر كه قدم در كوى توحيد نهاد و قلم بر لوح در سعادت وى برفت ، بر منشور دولت او اين طغرا كشيدند كه :
وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً
-
فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ
يك ساعت او را از ذكر خويش غافل نگذارند ، مهجور آن مهجور كه از ذكر او غافل باشد و از جمال نام او محروم ، اگر همهء انبيا خواهند كه مهجورى را بجمال يك كلمت از كلمات ذكر بينا گردانند نتوانند ، زيرا كه كليد گنج ذكر بدست توفيق است و هر آن ذكرى كه از سر غفلت رود و دل از آن بىخبر بود هم چنان است كه آن حارس كه بر بام قلعه بانك بر ميدارد و دزد نقب ميبرد ، حارس ميگويد : من مىبينم هاى اى دزد ! و لكن دزد كالا مىبرد و بگفت او مبالات نكند داند كه او مىنبيند و به عادت و