كه پذيرفت نه به صورت معاملت پذيرفت ، به آن تعبيه گاهى پذيرفت كه منظور نظر علم ازل است . هر چه در عالم چيز است تبع آن تعبيه است . باش تا فردا كه آن تعبيه آشكارا كند و در خزانهها باز نهد ، خزانهء رحمت بعاصيان دهد خزينهء فضل بمفلسان دهد . تا هم از خزينهء وى حقّ وى بگزارد ، زيرا كه بندگان از آن خود حقّ وى نتوانند گزارد .
پير طريقت گفت : الهى هر چه مىنشان شمردم پرده بود و هر چه مىمايه دانستم بيهده بود . الهى يك بار اين پردهء من از من بردار و عيب هستى من از من وادار ! و مرا در دست كوشش بمگذار ! الهى كرد ما كرد ما در ميار ، و زيان ما از ما وادار ! اى كردگار نيكوكار آنچه بىما ساختى بىما راست دار ! و آنچه تو برتاوى بما مسپار « 1 » ! .
3 - النوبة الاولى
( 25 / 60 - 45 )
قوله تعالى :
أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ
نمىبينى [ ننگرى ] به خداوند خويش ،
كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ ؟
كه چون سايه كشيد [ از بامداد تا برآمدن آفتاب ] ؟
وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساكِناً
و اگر خواستى آن [ سايه هميشه پاينده ] كردى « 2 » ايستاده آرميده
ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا
( 45 ) آن گه آفتاب را بر آن سايه نشان نماى كرديم و بر پى او رونده .
ثُمَّ قَبَضْناهُ إِلَيْنا قَبْضاً يَسِيراً
( 46 ) آن گه ما خود مىگيريم آن سايه را باز گرفتنى آسان [ خوار نهان ] .
وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِباساً
او آن كس است كه شب در شما پوشيد و آن را پوشش شما كرد ،
وَ النَّوْمَ سُباتاً
و خواب شما را آسايش كرد ،
هامش
( 1 ) نسخهء الف : موسپار
( 2 ) نسخهء الف : كرديد