ديدهء صديق اكبر زدودهء استغفار ، ديدهاى چون ديدهء عمر روشن كردهء صبح قبول ازل ، ديدهاى چون ديدهء عثمان باز كردهء اقبال غيب ، ديدهاى چون ديدهء على سرمه كشيدهء حكم حقّ تا ايشان را به خود بار دهد و جلال عزّت نبوت به حكم لطف ازل بر ايشان مكشوف گردد ، و سيّد ( ص ) ايشان را از روى تعطّف و تلطّف گويد :
« انّما انا لكم مثل الوالد لولده » .
2 - النوبة الاولى
( 25 / 44 - 20 )
قوله تعالى :
وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ
، - و نه فرستاديم پيش از تو فرستادگان [ هيچ كس ]
إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعامَ
مگر ايشان خورش ميخوردند ،
وَ يَمْشُونَ فِي الْأَسْواقِ
و در بازارها مىرفتند ،
وَ جَعَلْنا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً
و شما را يكديگر را فتنه و آزمايش كرديم ،
أَ تَصْبِرُونَ
شكيبا باشيد !
وَ كانَ رَبُّكَ بَصِيراً
. ( 20 ) و خداوند تو بينا [ و دانا ] بود [ بهر چه كرد ] .
الجزء التاسع عشر
وَ قالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا
و گفتند ايشان كه [ از آمدن بما و ] از ديدار ما نمىترسيدند و آن را نمىبيوسيدند « 1 »
لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْمَلائِكَةُ
چرا بر ما فريشتگان فرو نفرستيدند به پيغام ،
أَوْ نَرى رَبَّنا
يا ما خداى خود چرا نه بينيم [ تا با ما سخن گويد ] ،
لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ
در خويشتن بزرگمنشى آوردند و گردنكشى ،
وَ عَتَوْا عُتُوًّا كَبِيراً
. ( 21 ) و از اندازه برگذشتند به شوخى بزرگ .
هامش
( 1 ) بيوسيدن - جمع كردن و انتظار كردن ( لغة الفرس ، اسدى ) .