وَ أَعانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ
و يارى داده او را بر ان گروهى ديگران ،
فَقَدْ جاؤُ ظُلْماً وَ زُوراً
( 4 ) ناگفتنى [ است كه گفتند ] و دروغ است كه آوردند .
وَ قالُوا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ
و گفتند اين افسانهاى پيشينيان است ،
اكْتَتَبَها
كه [ محمد ( ص ) ] نوشتن آن خواست ،
فَهِيَ تُمْلى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا
( 5 ) » تا آن را بر وى خوانند [ و ميدهند ] بامداد و شبانگاه .
قُلْ أَنْزَلَهُ
گوى فرو فرستاد اين نامه را ،
الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
[ اوست ] آن كس كه نهان داند در آسمانها و زمينها ،
إِنَّهُ كانَ غَفُوراً رَحِيماً
( 6 ) و اوست كه هميشه آمرزگار بود و بخشاينده .
وَ قالُوا ما لِهذَا الرَّسُولِ
و گفتند [ مشركان مكه ] چيست اين فرستاده را ،
يَأْكُلُ الطَّعامَ
كه خورش مىخورد ،
وَ يَمْشِي فِي الْأَسْواقِ
و در بازارها مىرود ،
لَوْ لا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ
چرا فريشتهء [ آشكارا ] با او فرستاده نيست ،
فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيراً
( 7 ) تا با وى هم آگاه كننده بود و ترساننده .
أَوْ يُلْقى إِلَيْهِ كَنْزٌ
، يا گنجى به او افكندندى ،
أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْها
يا او را رزى بودى « 1 » كه از آن مىخورديد ،
وَ قالَ الظَّالِمُونَ
و گفتند [ ناگرويدگان ] آن ستمكاران [ بر خويشتن فرا مومنان ] :
إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُوراً
( 8 ) پى نمىبريد « 2 » به مردى جادويى كرده با وى .
انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثالَ
اين شگفت نگر كه چون ترا مثلها زدند ،
فَضَلُّوا
كه [ خود در آن ] درماندند .
فَلا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا
( 9 ) و راه نيافتند [ كه از آن بيرون آمدند ] .
تَبارَكَ الَّذِي إِنْ شاءَ
با بركت آن خداى كه اگر خواهد ،
جَعَلَ لَكَ خَيْراً مِنْ ذلِكَ
ترا به دهد و كند [ از آنچه ايشان مىدرخواهند از تو ]
هامش
( 1 ) نسخه : بيد .
( 2 ) ؟ نى « الا » در ترجمه افتاده است .