قصهء خويش بگو و از حال خويش مرا خبر ده پير گفت : من وقتى گناهى كردم ، اكنون چهل سال است تا از آن گناه توبه ميكنم و از حق تعالى عذر مىخواهم . عيسى گفت : آن چه گناهست ؟ پير گفت : گناهى كه اللَّه تعالى بر من بپوشيد و ستر كرد تو چه پرسى از آن ؟ من آن گناه با كس نگويم مگر كه پيغامبرى را بينم از پيغامبران خداى و با وى بگويم . عيسى گفت : پس من پيغامبر خدايم عيسى مريم - با من بگوى ! گفت : اى عيسى وقتى بر درگاه ربّ العزّة فضولى كردهام . كارى را كه اللَّه تعالى خواسته بود و رانده و كرده ، گفتم ليته لم يكن ، فانا استغفر اللَّه منه منذ اربعين سنة . فارسل عيسى عينيه بالدّموع فقال : انّى ارى اخى هذا يستغفر من ذنب لم يخطر لى ببال .
3 - النوبة الاولى
( 19 / 60 - 39 )
قوله تعالى :
وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ
بيم نماى ايشان را از روز نفريغ . « 1 » «
إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ »
آن گه كه [ خلق را بر سر دو راه گسيل كنند ] كار [ ميان گرويده و ناگرويده ] برگزارند . «
وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ »
و ايشان در غفلتند [ چون ناآگهان ] «
وَ هُمْ لا يُؤْمِنُونَ »
( 39 ) و ايشان نميگروند .
«
إِنَّا نَحْنُ نَرِثُ الْأَرْضَ »
مائيم كه زمين را [ از اهل زمين ] ميراث بريم «
وَ مَنْ عَلَيْها »
و باز ماندگان را [ از مردگان ميراث بريم ] «
وَ إِلَيْنا يُرْجَعُونَ »
( 40 ) و همه را با ما آرند .
«
وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِبْراهِيمَ »
و ياد كن در اين نامه ابراهيم را ، «
إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا »
( 41 ) كه او راستى بود راست رو ، راست كار ، راستگوى پيغامبر .
«
إِذْ قالَ لِأَبِيهِ »
آن گه كه پدر خويش را گفت : «
يا أَبَتِ »
اى پدر «
لِمَ تَعْبُدُ ما لا يَسْمَعُ وَ لا يُبْصِرُ ؟ »
چرا مىپرستى چيزى را كه نشنود و نه بيند ؟ «
وَ لا يُغْنِي عَنْكَ شَيْئاً ؟ »
( 42 ) و ترا سود ندارد و به كار نيايد هيچيز ؟
هامش
( 1 ) نفريغ - كذا فى ثلاثة نسخ