لا يَنْطِقُونَ وَ لا يُؤْذَنُ لَهُمْ فَيَعْتَذِرُونَ
، بسا پردهها كه آن روز دريده گردد ، بسا نسبها كه بريده شود ، بسا سپيد رويان كه سياه روى شوند ، بسا پارسايان كه رسوا گردند ، بسا كلاه دولت كه در خاك مذلّت افكنند ، و منشور سلاطين كه آن را توقيع عزل بر كشند ، كه :
« وَ الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ »
. بسا پدران كه در قعر دوزخ فرياد ميكشند و فرزندان در مرغزار بهشت ميخرامند ،
لا يَجْزِي والِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَ لا مَوْلُودٌ هُوَ جازٍ عَنْ والِدِهِ شَيْئاً
. از سياست آن روز آدم در پيش آيد كه بار خدايا آدم را بگذار و با فرزندان تو دانى كه چه كنى ، نوح نوحه مىكند كه بار خدايا بر ضعف و درماندگى من رحمت كن ، ابراهيم خليل و موسى كليم و عيسى روح اللَّه هر يكى به خود درمانده و به زبان افتقار در حالت انكسار همى گويند : نفسى نفسى ، باز سيّد اوّلين و آخرين چراغ آسمان و زمين گزيده و پسنديدهء ربّ العالمين محمّد ( ص ) در آن صحراء قيامت بر آيد هم چنان كه ماه دو هفته ، عالم همه روشن شود و فكل گلشن گردد چون سيّد جمال و كمال خود بنمايد و تلألؤ نور رخسار وى با عالم قيامت افتد ، اهل ايمان را سعادت و امان پديد آيد ، چنان كه ماه اندر فلك بستارگان گذر همى كند ، آن مهتر عالم آن روز بمؤمنان گذر همى كند ، و برخسار ايشان نظر همى كند ، و اهل ايمان را بشفاعت همى دارد ،
« وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى »
.
«
يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُرابٍ »
الايه ، تركيب جسد آدمى در آفرينش اوّل حجتى روشن است بر منكران بعث ، ميگويد . . من آن خداوندم كه جسدى و هيكلى بدين زيبايى ، قد و قامتى و صورتى بدين نيكويى بيافريدم از آن نطفهء مهين در آن قرار مكين ، جاى ديگر گفت :
« أَ لَمْ نَخْلُقْكُمْ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ فَجَعَلْناهُ فِي قَرارٍ مَكِينٍ »
؟ جسدى كه هر چه مخلوقاتست و محدثات در عالم علوى و در عالم سفلى نمودگار آن درين جسد يا بى اگر تأمل كنى چنان كه در آسمان هفت فلك مرتب ساخته ، درين جسد هفت عضو مركب كرده از آب و خاك آن گه از گوشت و پوست و رگ و پى و استخوان ، و چنان كه فلك بخشيده بر دوازده برج ، در اين به نيت