تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
كه بر وى نهادم ، با امّت تو به قدر ايشان همان كردم ، با موسى گفتم : «
أَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِنِّي »
، با امّت تو گفتم :
« يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ »
با موسى گفتم :
« لا تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ الْآمِنِينَ »
با امّت تو گفتم :
« أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ »
با موسى گفتم :
« وَ قَرَّبْناهُ نَجِيًّا »
، با امّت تو گفتم : « و اسجد و اقترب و نحن اقرب » ، با موسى گفتم .
« أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُما »
با امّت تو گفتم :
« فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ »
با موسى گفتم : «
لا تَخافا إِنَّنِي مَعَكُما »
، با امّت تو گفتم :
« إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا »
، موسى را گفتم :
« وَ أَنْجَيْنا مُوسى وَ مَنْ مَعَهُ »
، امّت ترا گفتم :
« وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ »
، موسى با ما گفت :
« وَ عَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضى »
، با امّت تو گفتم :
« لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ »
. قوله : «
وَ فَتَنَّاكَ فُتُوناً »
اى - طبخناك بالبلاء طبخا حتّى صرت صافيا نقيّا فاستخلصناك لنا حتّى لا تكون لغيرنا . اى موسى ترا در كوره بلا برديم و باخلاص نهاديم ، تا در دلت جز مهر ما و بر زبانت جز ذكر ما نماند ، آن بلاها و فتنها كه بر سر وى نشست چه بود ، اوّل كه وى را زادند متوارى زادند در خانه تاريك بىچراغ ، بىنوا ، و بىكام ، مادر را نمىبايست كه پسر بود از بيم فرعون كه پسران را مىكشت ، او را در تابوت كرد و به دريا افكند ، منزل اولش دريا بود دشمن او را برگرفت چون چشم باز كرد شمشير و نطع ديد ، منزل اوّل دريا ، منزل دوم شمشير و نطع و ديدار دشمن ، منزل سوم بيم از قبطيان كه ازيشان يكى را كشته بود ، وانگه بگريخته بپس وا نگران ، دل آشفته و جان حيران ، پاى برهنه و شكم گرسنه ، هيچ ندانست كه كجا مىرود تا رسيد بمدين ، بمزدورى شعيب و شبانى ، از سر سور و حسرت بر توالى محنت گفت :
بهر كويى مرا تا كى دوانى * زهر زهرى مرا تا كى چشانى برود اندازى اوّل تو رهى را * پس آن گه بربر دشمن نشانى و زان پس افكنى او را بغربت * بمزدورى شعيب و بشبانى شبانى را كجا آن قدر باشد * كه تو بى واسطه وى را بخوانى