تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
كه يا موسى : «
اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى »
برو بر آن مرد طاغى شوخ گردنكش كه بر معاصى دلير گشته . چگويم خداوندا فرمان چيست ؟
« فَقُلْ هَلْ لَكَ إِلى أَنْ تَزَكَّى »
اى موسى هر چند كه او كافروار بامامى زند تو او را كه دعوت كنى ، بلطف دعوت كن و برفق سخن گوى . اى موسى تو رسول منى ، فرستادهء منى خلق من گير ، من رفيق و لطيفم ، رفق و لطف دوست دارم ، برفق با وى گو :
« هَلْ لَكَ إِلى أَنْ تَزَكَّى »
افتدت كه با ما صلح كنى ، مسلمان شوى و از راه جنگ و مخالفت بر خيزى ، اى موسى با وى بگوى چهار صد سال در كفر بسر آوردى ، اگر مسلمان شوى و ما را به يگانگى ياد كنى چهار صد سال ديگر عمرت دهم درين جهان بجوانى و تندرستى و شادى و پيروزى ، و در آن جهان بهشت جاودانى و سعادت ابدى . با مصطفى ( ص ) همين گفت چون كفرهء قريش را دعوت مىكرد او را برفق فرمود گفت :
« وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ »
اى محمّد با ايشان بلطف سخن گوى اگر با تو مجادلت كنند تو پاسخ ايشان بنيكويى كن بگو :
« إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ »
من شما را پند مىدهم بيك چيز
« أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى وَ فُرادى »
كه خيزيد خداى را يگانه و دو گانه ، پس با خود بينديشيد و با يكديگر باز گوئيد من كه رسول خدايم ديوانه و پوشيده خرد نيم ، شما را بملك ابد و نعيم سرمد مىخوانم . لطيفا سخنا كه اينست ولى چه سود كه بايسته نبودند در ازل ، كار نه آن دارد كه از كسى عمل آيد و از كسى كسل ، كار آن دارد كه تا خود شايسته كه آمد در ازل ، تلخ را چه سود كش آب خوش در كنارست ، و خار را چه حاصل از آن كش بوى گل در جوارست . يكى از بزرگان دين گفته اذا كان هذا رفقه مع الكفار فكيف رفقه بالابرار . فرعون كه چندين سال ميگفت
« أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى »
با وى خطاب مىكند بدين لطيفى ، مؤمنى كه هفتاد سال در سجود مىگويد « سبحان ربى الاعلى » گويى كه در گور با وى خود چه خطاب كند و بر وى چه نواخت نهد . موسى ( ع ) چون دل بر آن نهاد كه بر فرعون شود از اللَّه تعالى تمكين خواست و تهيّه اسباب اداء رسالت ، گفت : «
رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي »
از بهر موسى چنين گفت باز از بهر مصطفى ( ص ) گفت :
« أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ »
باز مؤمنان
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 133 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )