تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
به آتش جان سوز شكيبايى نتوان . آتشها بر تفاوتست ، آتش شرم و آتش شوق و آتش مهر ، آتش شرم تفرّق سوزد ، آتش شوق صبر سوزد ، آتش مهر دو گيتى سوزد ، تا جز از حق نماند ، دليل يافت دوستى دو گيتى بسوختن است ، نشان محقق با غير حق نپرداختن است ، علامت نيستى در خود به رسيدن است ، باران كه به دريا رسيد برسيد ، در خود برسيد آن كس كه بمولى رسيد ، موسى ( ع ) بسر مشرب توحيد رسيده بود ، كه خطاب : «
إِنِّي أَنَا رَبُّكَ »
شنيد ، او را فرمودند كه قدم در عالم تفريد نه ، پاى بر دو گيتى نهاد و مولى را همّت يگانه كرد . قوله : «
فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ »
اى فرّغ قلبك عن حديث الدّارين ، و تجرّد للحق بنعت الانفراد ، اى موسى يگانه را يگانه باش ، اوّل در تجريد قصد ، آن گاه در نسيم انس ، از دو گيتى بيزار شو تا نسيم انس از صحراء لم يزل دميدن گيرد ، حجاب تقسيم از پيش برخاسته و نداء لطف بجان رسيده «
وَ ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ يا مُوسى »
چون خطاب «
إِنِّي أَنَا رَبُّكَ »
بسمع موسى رسيد . سلطان هيبت بر او تاختن آورد در حيرت و دهشت افتاد ، از صولت آن هيبت آرام را جاى نماند نه تن صبر بر تافت ، نه دل با عقل پرداخت ، تا ربّ العالمين بنداء لطف تدارك دل وى كرد ، حديث عصا در ميان آورد گفت : «
وَ ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ يا مُوسى »
چيست اينكه در دست دارى اى موسى ؟ گفت : «
هِيَ عَصايَ »
عصاى منست . فرمان آمد كه : «
أَلْقِها يا مُوسى »
بيفكن اين عصا كه مىگويى عصاى منست . موسى بيفكند آن عصا مار گشت . موسى چون آهنگ مار ديد كه قصد وى كرد ، بترسيد و بهزيمت شد ، ندا آمد كه : «
خُذْها وَ لا تَخَفْ »
اى موسى بر گير و مترس ، اين همان عصاست كه تو گفتى و دعوى كردى كه عصاى منست ، اى موسى ترا با دعوى چه كار بود ، مردان راه دعوى نكنند و هيچ چيز به خود اضافت نكنند ، آن صفت هستى و آثار دعوى موسى بود كه در آن حضرت روى بوى آورد ، كه از دعوت بشريّت با فطرت او شوبى مانده بود ، آن شوب به اين دعوى پديد آمد كه «
عَصايَ »
. گفتند اى موسى هنوز ازين انيّت
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 113 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )