دارند ، ايشان را گويند ، «
نُودِيَ »
اين ندا از كيست ؟ اگر گويند از فريشته است گوئيم .
«
إِنِّي أَنَا رَبُّكَ »
كه مىگويد ، اگر گويند فريشته ميگويد كفر صريح است كه فريشته خداى موسى نيست ، و اگر گويد خدا ميگويد و جز او كس را نرسد كه گويد :
«
إِنِّي أَنَا رَبُّكَ »
اقرار دادند كه اللَّه تعالى متكلّم است و گويا ، سخن وى صفت ويست نامخلوق . بموسى گفت منم كه خداوند توام «
فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ »
نعلين از پاى بيرون كن . خلافست ميان علما كه از بهر چه او را خلع نعلين فرمودند ؟ روايت كنند از مصطفى ( ص ) كه گفت :
« كانتا من جلد حمار ميّت غير مدبوغ » .
روى عن ابن مسعود قال :
قال النبى ( ص ) : « و كلم اللَّه موسى و كانت عليه جبة صوف و كسآء صوف و سراويل صوف و عمامة صوف و نعلاه جلد حمار غير زكى » .
او را فرمودند كه نعلين از پاى بيرون كن كه از پوست خر بود ناپيراسته و ناپاك . چون اين فرمان بوى رسيد نعلين از پاى بيرون كرد واپس وادى افكند . حسن و عكرمه و مجاهد گفتند كه : نعلين از پوست گاو بود پاك امّا او را بخلع آن فرمودند تشريف زمين مقدّسه را ، يعنى كه بركت زمين مقدّسه بپاى تو رسد . و گفتهاند تهى كردن پاى از نعلين نشان تواضع است و خشوع و تأديب . موسى را فرمودند تا ادب گيرد و در تواضع و خشوع بيفزايد ، و عادت سلف بوده در تعظيم خانهء كعبه كه پاى برهنه در خانه كعبه شدندى . قال ابن الزبير : حج هذا البيت سبع مائة الف من بنى اسرائيل ، يضعون نعالهم بالتنعيم يدخلون حفاة تعظيما للكعبة . و فقيل
فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ
. اى - فرغ قلبك عن شغل الاهل و الولد . روى اشعث بن اسحاق عن جعفر قال : تركهم اربعين سنة فى المكان الّذى نودى فيه ، و مضى لامر اللَّه حتّى قضى ما امر به .
قوله : «
إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ »
اى - المطهر لكلام اللَّه عزّ و جل . و قيل المقدس اى - المبارك ، طوى قرأ اهل الكوفة و ابن عامر بالتنوين . و قرأ الآخرون ، طوى به غير تنوين ، فوجه التنوين انّه اسم منصرف على وزن فعل ، مثل صرد و حطم . سمى به الوادى و هو مذكر ، فيكون منصرفا لخلوه مما يمنع الصرف ، و من لم ينّونه ترك صرفه من