گشته موسى را طاقت برسيد و آرام از دل وى برميد ، از جان خويش بفرياد آمد مضطر ماند . آتش زنه برداشت سنگ بر آن زد هيچ شرر آتش بيرون نداد ، درين ميانه باز نگرست بسوى چپ از دور آتشى ديد . اينست كه ربّ العالمين گفت : «
إِذْ رَأى ناراً فَقالَ لِأَهْلِهِ »
اى - لامرأته و ولديه . موسى ( ع ) با زن خويش و دو فرزند كه با وى بودند ، و مىگويند آن شب او را پسرى آمد . موسى ( ع ) چون آتش ديد ايشان را گفت «
امْكُثُوا »
اى - اقيموا مكانكم ، «
إِنِّي آنَسْتُ ناراً »
يقال للّذى ابصر الشيء من بعيد ممّا يسكن اليه آنسه . «
لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْها بِقَبَسٍ »
شعلة من النّار فى طرف عود ، «
أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدىً »
اى - هاديا يدلّنى على الطريق و الماء . موسى راه گم كرده بود و راه بسراب نميبرد و سرماى سخت بود و آتش زنه آتش نميداد ، چون از دور آتش ديد گفت روم و آتش بيارم يا كسى را بينم كه راه داند و جاى آب شناسد و ما را راهنمونى كند ، و از آنجا كه موسى بود تا به آتش ميگويند سيصد فرسنگ بود ، موسى بيك طرفة العين آنجا رسيد . اينست كه اللَّه تعالى گفت :
«
فَلَمَّا أَتاها »
چون رسيد آنجا درختى ديد ، ميگويند درخت عنّاب بود ، و گفتهاند درخت سدره بود ، درختى سبز و تازه سر تا پاى آن به آتش افروخته و هيچ شاخ آن ناسوخته ، آتشى بود برنگ سپيد و بىدود ، و هر شاخ كه آتش در وى ميافتاد سبز و تازه تر ميشد . موسى ( ع ) در آن حال تسبيح فريشتگان شنيد و نورى عظيم ديد ، موسى از شگفتى آن حال تنگ دل بيستاد پشت بدرخت باز نهاد و چشم پر آب كرد . و آن ساعت ندا آمد كه : «
يا مُوسى إِنِّي أَنَا رَبُّكَ »
- كرّر الكناية لتحقيق المعرفة و توكيد الدّلالة . و ازالة الشبهة ، نظيره قوله للنّبى ( ص ) :
« وَ قُلْ إِنِّي أَنَا النَّذِيرُ الْمُبِينُ »
.
قراءت مكّى و ابو عمرو ، انّى بفتح الف است . يعنى - نودى بانّى انا ربّك .
و موضع انّى نصب . باقى انّى بكسر الف خوانند بر اضمار قول نودى .
فقيل «
يا مُوسى إِنِّي أَنَا رَبُّكَ »
- اين آيت حجتى قاطع و دليلى روشن است بر معتزله كه بخلق قرآن مىگويند ، و بر ايشان كه سخن گفتن بر خداى تعالى روا نمى