تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
پيش از آن كه شما را به آن فرمودند . معنى ديگر ابن عباس گفت : پيش از مبعث مصطفى ص مال غنيمت و قربان و فداء اسيران و امثال آن حرام بود بر پيغامبران و امتان ايشان ، و رب العزة در لوح محفوظ نبشته و حكم كرده كه آن حلال است محمد را و امّت وى را ، پس روز بدر پيش از آن كه فرمان و حكم از آسمان آمد ايشان شتاب كردند و فدا ستدند . رب العالمين گفت : اگر نه آن بودى كه در لوح محفوظ حكم من سابق است كه آن غنيمت شما را حلال است و نيز حكم كرده‌ام كه هر كه گناه كند و توبه كند گناهش بيامرزم ، شما را به اين فدا ستدن عذابى بزرگ رسيدى . و گفته‌اند اين كتاب همان است كه آنجا گفت :
كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ
يعنى - اگر نه آن بودى كه من رحمت خود بر شما بر نبشته‌ام كه بر شما رحمت كنم و بيامرزم و عذاب نكنم .
لَمَسَّكُمْ فِيما أَخَذْتُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ
. سعد بن معاذ گفت : يا نبى اللَّه ، كان الاثخان فى القتل « 1 » احبّ الى من استبقاء الرّجال . فقال رسول اللَّه - لو نزل عذاب من السماء ما نجا منه غير عمر بن الخطاب و سعد بن معاذ ثم احلّ لهم الغنائم . فقال تعالى :
فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلالًا طَيِّباً
- اصبتم و اخذتم من الكفار قهرا ، و من هاهنا للتبيين حلالا طيّبا ، لم يحلّ لغيركم و انما كانت نار تنزل من السماء فتاكلها .
وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ
غفر لكم ذنبكم ،
رَحِيمٌ
حيث رخّص لكم الغنائم . قال النّبي ص - لم يحلّ الغنائم لمن كان قبلنا ، ذلك بان اللَّه راى ضعفنا و عجزنا فطيّبها لنا .
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِمَنْ فِي أَيْدِيكُمْ مِنَ الْأَسْرى
. كلبى گفت : اين آيت در شأن عباس بن عبد المطلب آمد و برادرزادهء وى عقيل بن ابى طالب و نوفل بن الحارث ، و عباس بن عبد المطلب يكى بود از آن ده مرد كه مطعمان بودند مشركان را ، كه بجنك بدر مىشد و بيست اوقيه زر عباس با خود داشت ازو بستدند . عباس گفت : يا محمد آن بيست اوقيه به حساب فدا كه از من مىستانند در آر . گفت نيارم كه آن به قصد مسلمانان و اطعام مشركان بيرون آوردى ، آن در حساب فدا نيارم و فداى عقيل و نوفل نيز بر تو است . عباس گفت : يا محمد ، تركتنى اتكفّف قريشا ما بقيت . فقال رسول اللَّه ص : اين الذّهب الّذى دفعته الى ام الفضل مخرجك الى بدر ؟ و قلت لها انّى
هامش
( 1 ) اثخن فى العدد بالغ و غلظ فى قتلهم .