كه [ در زمين اسير نماند در دست كافر ] و ناايمنى [ از ايشان ] ،
وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ
[ و در زمين پرستش ] و بندگى نماند مگر كه آن همه خداى را بود ،
فَإِنِ انْتَهَوْا
اگر باز ايستند [ از جنگ بشهادت يا بجزيت ] ،
فَإِنَّ اللَّهَ بِما يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ
( 39 ) اللَّه به آنچه ميكنند بينا و دانا است .
وَ إِنْ تَوَلَّوْا
و اگر برگردند [ از فرمان بردارى و گردن نهادن ] ،
فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَوْلاكُمْ
بدانيد كه خداى يار شما است ،
نِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصِيرُ
( 40 ) نيك يار و نيك دستگير و نيك يارى ده .
النوبة الثانية
قوله تعالى - :
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ
سبب نزول اين آيت آن بود كه كافران گفته بودند :
فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِيمٍ
، رب العالمين خبر داد مصطفى و مؤمنانرا ، كه ايشان عذاب ميخواهند و تا تو در ميان ايشانى من ايشان را عذاب نكنم ، لانك بعثت رحمة للعالمين ، و لم يعذب قوم نبيّهم بين ظهرانيّهم . قومى گفتند :
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ
، اين مقدار منسوخ است ، و ناسخ آنست كه بر عقب گفت :
وَ ما لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ
. قومى گفتند :
اين منسوخ نيست ، از بهر آنكه تا مصطفى به مكه در ميان ايشان بود عذاب نيامد اين عذاب پس هجرت آمد . و گفتهاند :
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ
آن عذاب عامه است باستيصال ، چنان كه در امم پيشينيان بود . اين امت از چنان عذاب بزينهاراند ، و اين كه
وَ ما لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ
اين عذاب خاصه است قومى را دون قومى .
وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ
اين محكم است و اين استغفار توحيد است ، ميگويد تا شهادت ميگويند و اسلام مىآرند خدا ايشان را عذاب نكند ، و در قرآن نوح راست و هود را و صالح و شعيب كه فرا قوم خويش گفتند :
اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ
، اين استغفار همه بمعنى توحيد است . عدىّ بن حاتم الطائى از مصطفى پرسيد كه آنچه پدر او مىكرد حاتم هيچ به كار آيد ؟ و عايشه عبد اللَّه جدعان را هم از مصطفى