تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
خود مىبينم هر روز كه بر آيد گرم‌تر مىبينم مرهمى همى جويم كه اين آتش بوى فرو نشانم .
از عشق تو آتشى بر افروخته‌ام * وانگه به خودى خود فرو سوخته‌ام
مصطفى دانست كه ابو بكر گرفتار درد دين است و تشنهء شربت توحيد حق است تا از آن شراب كه از خم خانهء قدم بوى فرستاده‌اند و در آن قاروره طهارت صافى شده كه
أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ
يك قطره بر جگر سوختهء ابو بكر ريزد گفت : يا أبا بكر در نبوت و رسالت ما چه گويى ابو بكر باز نماند و گفت راست است و پاك جاء بالصدق و صدق به گفتا نوشت باد شراب مهر از جام توحيد .
اى باز هوا گرفته و باز آمده به دام دوست * رنج سفر كشيده و باز ديده خود بكام دوست
و زبان حال ابو بكر ميگويد الهى كشيديم آنچه كشيديم همه نوش گشت چون آواى قبول شنيديم . الهى دانى كه هرگز در مهر شكيبا نبوديم و بهر كوى كه رسيديم حلقهء در دوستى گرفتيم و بهر راه كه رفتيم بر بوى تو آن راه بريديم . دل رفت مبارك باد ور جان برود درين راه پسنديديم .
دل باغ تو شد پاك ببر ، زان كه درين دل * يا زحمت ما گنجد يا نقش خيالت جان نيز بنزد تو فرستيم بدين شكر * صد جان نكند آنچه كند بوى وصالت

6 - النوبة الاولى

( 9 / 59 - 50 ) قوله تعالى :
إِنْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ
اگر به تو رسد نيكويى ،
تَسُؤْهُمْ
ايشان را اندوهگن كند ،
وَ إِنْ تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ
و اگر به تو رسد افتادى يا زيانى يا هزيمتى ،
يَقُولُوا
گويند ،
قَدْ أَخَذْنا أَمْرَنا مِنْ قَبْلُ
از آن بود كه دست به آن زديم پيش ازين و باز نشستيم ،
وَ يَتَوَلَّوْا وَ هُمْ فَرِحُونَ
. ( 50 ) و برگردند شادان و نازان .
قُلْ
گوى [ اى پيغامبر من ] ،
لَنْ يُصِيبَنا
نرسد بما ،
إِلَّا ما كَتَبَ اللَّهُ لَنا
مگر آنچه خداى نوشت ما را از رسيدنى [ هر جاى كه باشيم ] ،
هُوَ مَوْلانا
اوست يار ما و خداوند ما ،
وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ . ( 51 )
و ايدون بادا كه