تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
ميان شما مىتاختنديد بسخن چينى و افساد ذات البين ،
يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ
شما را شور در دل مىجستندى ،
وَ فِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ
و در ميان شما جاسوسانست ايشان را كه سخن مىنيوشند تا بايشان رسانند ،
وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ . ( 47 )
خداى داناست به ستمكاران بر خويشتن .
لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِنْ قَبْلُ
و پيش ازين خود فتنهء دلهاى مؤمنان جستند و شور دل ايشان ،
وَ قَلَّبُوا لَكَ الْأُمُورَ
و ترا كارها روى بر وى گردانيدند در سكالش بد ،
حَتَّى جاءَ الْحَقُّ
تا نصرت خداى كه ترا داشت آمد ،
وَ ظَهَرَ أَمْرُ اللَّهِ
و كار خدا و دين وى آشكارا شد و بلند ،
وَ هُمْ كارِهُونَ . ( 48 )
و ايشان را ناخواها و بريشان دشخوار .
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ
و از منافقان كسى است كه ميگويد ،
ائْذَنْ لِي
مرا دستورى ده تا بنشينم ،
وَ لا تَفْتِنِّي
و دل و چشم مرا بزنان روم فتنه مكن ،
أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا
ميدان كه وى در فتنه افتاده است از اين پيش ،
وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ . ( 49 )
و دوزخ گرد كافران در آمدنى است و ايشان را فرو گرفتنى .

النوبة الثانية

قوله تعالى ،
إِلَّا تَنْصُرُوهُ
. اين در آيت پيش پيوسته است . ميگويد : ان تركوا نصره فلن يضرّه ذلك شيئا كما لم يضروه اذ كان بمكة لا ناصر له . اگر ايشان وى را يارى ندهند و با وى بجهاد بيرون نشوند او را هيچ زيان نرسد و بر وى هيچ گزند نيايد تا خداى وى را يارى داد و نصرت پيدا كرد . اينست كه گفت :
إِلَّا تَنْصُرُوهُ
.
فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ
. اين - ها - در تنصروه و در نصره و در اخرجه و در لصاحبه و در ايّده هر پنج با مصطفى شود و اين آن گاه بود كه كافران در دار الندوة كيد ساختند و همه به قصد وى باتفاق برخاستند . رب العالمين جبرئيل را فرستاد و رسول خداى را از آن كيد و قصد ايشان خبر كرد و او را هجرت فرمود . رسول خدا بيرون آمد از مكه . و گفته‌اند كه تا بغار تنها بود . و گفته‌اند : چون مصطفى بيرون شد از ، مكه ، ابو بكر در خانه مصطفى شد از اهل وى خبر پرسيد . او را گفتند رسول بيرون شد . ابو بكر بر پى وى برفت . مصطفى باز نگرست شب تاريك بود ، ابو بكر را نشناخت پنداشت كه دشمن
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 136 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )