تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
از اينجا معلوم گشت كه
وَ هُوَ اللَّهُ فِي السَّماواتِ
وقف نيكوست ، پس در پيوندى ، گويى :
وَ فِي الْأَرْضِ يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَ جَهْرَكُمْ
. اگر كسى گويد : وى در زمين است چنان كه در آسمان ، كه آسمان هم بر زمين است و در آن پيوسته . جواب آنست كه آسمان بر زمين نيست كه ميگويد جل جلاله :
وَ يُمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ
، فنفى ان تكون على الارض . جاى ديگر گفت :
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما
خبر داد كه ميان آسمان و زمين چيزى است ، و اين دليل است كه آسمان نه بر زمين است و نه در آن پيوسته . مقاتل گفت :
يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَ جَهْرَكُمْ
اى سر اعمالكم و جهرها ،
وَ يَعْلَمُ ما تَكْسِبُونَ
اى تعلمون من الخير و الشر . حقيقت كسب فعلى است كه در آن جلب نفع باشد يا دفع ضر ، از اينجاست كه صفت كسب خلق را گويند ، و خالق را نگويند ، و نه روا باشد كه گويند او را جل جلاله .
وَ ما تَأْتِيهِمْ مِنْ آيَةٍ مِنْ آياتِ رَبِّهِمْ
- من آية ، اين من استغراق جنس است كه در موضع نفى افتد ، من آيات ربهم ، اين يكى من تبعيض است . ميگويد : هيچ آيتى و نشانى به اين كافران مكه نيايد ، يعنى آن نشانها كه دلالت مىكند بر وحدانيت و فردانيت اللَّه ، از آفرينش آسمان و زمين و شب و روز و آفرينش آدم از گل و فرزندان از آب . و قيل الاية هاهنا المعجزة ، و قيل القرآن .
إِلَّا كانُوا عَنْها مُعْرِضِينَ
- مگر كه از آن مىبرگردند ، و در آن تفكر نمىكنند .
فَقَدْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جاءَهُمْ
- حق اينجا قرآن است و پيغامبر و اسلام ، و ما رأوا من انشقاق القمر بمكة ، فانفلق فلقتين فذهبت فلقة و بقيت فلقة ، فزعم عبد اللَّه بن مسعود انه رأى جراء الجبل من بين فلقتى القمر حين انفلق . رب العالمين گفت :
فَسَوْفَ يَأْتِيهِمْ أَنْباءُ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ
- انباء آنست كه كسى كسى را گويد كه بخبر كنم ترا . لفظى است از لفظهاى تهديد ، و فى الخبر : « يا ابن آدم عند الموت يأتيك الخبر » .
فَسَوْفَ