نبود . هفت آسمان و هفت زمين راست كرد ، و هر چه در آن بساخت ، و او را در آن حاجت بانباز و يار نبود ، و قيل :
لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
اى خزائن السماوات ، و هو المطر و خزائن الارض ، و هو النبات ،
وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
.
عن شهر بن حوشب عن اسماء بنت يزيد الانصارية ، قالت : كنت آخذة بزمام ناقة رسول اللَّه ( ص ) اذ نزلت عليه سورة المائدة ، فكاد عضد الناقة ان ينكسر من ثقلها .
النوبة الثالثة
قوله تعالى :
وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ
الاية - از روى اشارت بر ذوق جوانمردان طريقت اين سؤال تشريف است نه خطاب تعنيف ، كه مراد براءت ساحت عيسى است و پاكى وى از گفتار تثليث ، كه ترسايان برو بستند ، و بر وى دعوى كردند ، و عيسى ادب خطاب نگه داشت ، كه بجواب ابتدا بثناء حق كرد جل جلاله نه بتزكيت خويش ، گفت :
سُبْحانَكَ
اى انزهت تنزيها عمّا لا يليق بوصفك . پس گفت :
ما يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ ما لَيْسَ لِي بِحَقٍّ
بار خدايا ! چون از قبل تو برسالت مخصوصم ، شرط نبوت عصمت باشد ، چون روا بود كه آن گويم كه نه شرط رسالت بود ؟ !
إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ
! اگر گفتهام ، خود دانستهاى ، و واثقم به آنكه تو ميدانى كه نگفتهام .
تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي وَ لا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ
- اين ردّ است بر جهميان در اثبات نفس بارى جل جلاله ، و همچنين مصطفى ( ص ) گفت در خبر صحيح بر وفق آيت در اثبات نفس :
« سبحان اللَّه و بحمده عدد خلقه و مداد كلماته و رضا نفسه » ،
و باك نيست از آنكه اين نفس بر مخلوق افتد ، و صفت وى باشد ، كه موافقت اسم اقتضاء موافقت معانى نكند .
نفس مخلوق منفوس است يعنى مولود ، من قولهم نفست المرأة ، و مصنوع است و محدث عاريتى و مجازى ، ساخته به اندازه ، و بهنگام زنده بجرم و نفس ، و آن گه زاده ميان دو كس