آن گه بيان ثواب كرد صادقان را :
لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها أَبَداً رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ
- حقيقت رضا آنست كه بنده سر بر تقدير نهد ، و زبان اعتراض فرو بندد ، كه بر هيچ وجه بر حكم خداى اعتراض نكند . بو على دقاق گفت :
« ليس الرضا ان لا تحس بالبلاء ، انما الرضا ان لا تعرض على الحكم و القضاء » .
بموسى وحى آمد كه : « يا ابن عمران ! رضايى فى رضاك بقضايى » . بو عبد اللَّه خفيف گفت : رضا بر دو قسم است : رضا به و رضا عنه ، فالرضا به مدبرا و الرضا عنه فيما يقضى .
قال رسول اللَّه ( ص ) : « ذاق طعم الايمان من رضى باللّه ربّا » .
و خلاف است ميان علماء طريقت و ارباب معارف كه رضا از جملهء مقاماتست ؟ يا از جملهء احوال ؟
خراسانيان بر آنند كه از جملهء مقاماتست ، يعنى كه نهايت توكل است و كسب بنده ، و عراقيان بر آنند كه از جملهء احوال است نه كسب بنده ، يعنى نازله ايست واردى كه از غيب بدل پيوندد ، و دل بوى آرام گيرد . قومى گفتند : بدايت رضا مكتسب است از جملهء مقامات ، و نهايت آن نامكتسب از جملهء احوال ، و گفتهاند : الرضا سكون القلب تحت مجارى الاحكام ، و سرور القلب بمر القضاء . روى ان عمر بن الخطاب كتب الى ابى موسى :
اما بعد ، فان الخير كله فى الرضا ، فان استطعت ان ترضى ، و الا فاصبر ،
ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ
فازوا بالجنة ، و نجوا مما خافوا .
لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما فِيهِنَّ
- اين آيت رد است بر ترسايان بر آنچه گفتند از زور و بهتان و ناسزا در خداوند جهان و جهانيان . ميگويد : آسمان و زمين و هر چه در آن است همه ملك و ملك خدا است ، همه رهى و بندهء اوست ، همه آفريده و ساختهء اوست . عيسى و فريشتگان و غير ايشان همه در ملك اوست ،
وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
وى بر همه چيز قادر است و توانا . عيسى را بىپدر بيافريد ، و بر وى دشخوار